نهج البلاغه من

وبلاگ تخصصی نهج البلاغه امام علی (ع)

نهج البلاغه من

وبلاگ تخصصی نهج البلاغه امام علی (ع)

نهج البلاغه من

بسم الله الرحمن الرحیم

این سایت برای ترویج نهج البلاغه و ارائه خدمات علمی به علاقمندان نهج البلاغه ایجاد شده است.

یا علی مدد

آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «موضوعات نهج البلاغه» ثبت شده است

ایمان در نهج البلاغه

سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۰۶ ق.ظ

ایمان در نهج البلاغه

1. از نشانه هاى ایمان

الایمان ان تؤثر الصدق حیث یضرّک على الکذب حیث ینفعک، و أن لا یکون فى حدیثک فضل عن عملک، و ان تتقى الله فى حدیث غیرک.
ایمان آن است که راست گفتن را بر دروغگویى ترجیح دهى، اگر چه آن راست به زیان تو باشد و آن دروغ به سودت و دیگر آن که گفتار تو بیشتر از کردارت نباشد و در سخن گفتن در مورد دیگرى از خدا بترسى. حکمت 458

2. چون نقطه اى سفید در دل

ان الایمان یبدو لُمظَةً فى القلب، کلما ازداد الایمان ازدادت اللُمظة.
ایمان در دل آدمى چون نقطه اى سفید پدید مى شود و هر چه بر ایمان افزوده مى شود آن نقطه هم فزونى گیرد
. حکمت 262

 3. شناخت با دل

الایمان معرفة بالقلب.
ایمان، شناخت با دل است.
حکمت 227

 4. اصلاحگر قلوب

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: لا یستقیم ایمان عبد حتى یستقیم قلبه، و لا یستقیم قلبه حتى یستقیم لسانه.
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمودند: ایمان هیچ بنده اى تکمیل نمى شود مگر این که قلب او در مسیر حق، استقامت داشته باشد و قلب او از استقامت محروم است مگر اینکه زبانش در مسیر حق استوار گردد
.ملحقات نهج البلاغه

5. برترین ایمان

لا ایمان کالحیاء و الصبر.
هیچ ایمانى همانند حیا و صبر نیست.
حکمت 113

 6. سه مرحله ایمان

الایمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالأرکان.
ایمان، شناخت و معرفت با قلب (عقل) و اقرار به زبان و عمل کردن به اعضا و جوارح است.
حکمت 227

7. فلسفه ایمان

فرض الله الایمان تطهیراً من الشرک.
خداوند ایمان را براى پاک شدن دل از شرک واجب گردانید.حکمت 152
 

8. اعتماد بر الطاف خدایى

لا یصدُقُ ایمانُ عبد، حتى یکون بما فى ید الله اوثقَ منه بما فى یده.
ایمان بنده اى تصدیق و تایید نمى شود مگر به آنچه در دست خداست اعتماد بیشترى داشته باشد از آنچه در دست خود اوست.
حکمت 310

9. حفظ ایمان با صدقه

سُوسُوا ایمانکم بالصدقه.
ایمانتان را با دادن صدقه دادن حفظ کنید.
حکمت 146

10. ایمان فرشتگان

لم ترمِ الشکوک بنوازعها عزیمة ایمانهم، و لم تعترک الظنون على معاقد یقینهم.
در وصف فرشتگان مى فرماید: ایمان استوار آنان آماج تیرهاى شک و تردید قرار نمى گیرد و گمان ها بر یقین و باور استوارشان هجوم نمى برند
. خطبه 91

 .11ایمان پایدار

فمِن الایمان ما یکون ثابتا مستقرا فى القلوب و منه ما یکون عوارىّ بین القلوب و الصدور الى اجل معلوم. فاذا کانت لکم برءاة من احد فقِفوه حتى یحضره الموت، فعند ذلک یقعُ حدّ البراءة.
قسمى از ایمان در دل ها استوار و پابرجاست و قسمتى دیگر میان دل ها و سینه ها تا زمانى معلوم (هنگام مرگ) عاریه است و ناپایدار، پس اگر از کسى بیزارید او را واگذارید تا مرگش فرا رسد (درباره کفر و ایمان او حکم نکنید شاید در لحظه آخر ایمان حقیقى پیدا کرد) در آن وقت سزاوار بیزارى مى گردد
. خطبه 189

12. چهار تکیه گاه ایمان

الایمان على اربع دعائم: على الصبر، و الیقین، و العدل، و الجهاد... و الیقین منها على اربع شعب: على تبصره الفطنه، و تأوّل الحکمه، و موعظه العبره، و سنّة الاولین. فمن تبصّر فى الفطنه تبیّنت له الحکمة و من تبیّنت له الحکمة عرف العبره؛ و من عرف العبره فکانما کان فى الاولین.
ایمان بر چهار تکیه گاه استوار است: بر صبر و یقین و عدل و جهاد
... یقین خود چهار شعبه دارد: بینش هوشیارانه، رسیدن به حقایق، عبرت گرفتن از دیگران و سنت پیشینیان؛ زیرا، هر که بینش هوشیارانه یافت، حکمت بر او آشکار گشت و هر که حکمت بر او آشکار شد، پند و عبرت گرفتن را شناخت و هر که پند و عبرت آموزى را شناخت، چنان است که در میان پیشینیان بوده باشد. حکمت 31

13. چراغ نورانى ایمان

الایمان سبیل ابلج المنهاج، انور السراج. فبِالإیمان یُستدلّ على الصالحات، و بالصالحات یُستدلّ على الایمان، و بالایمان یُعمَر العِلم.
ایمان، روشن ترین راه و نورانى ترین چراغ است، پس انسان در پرتو ایمان به سوى اعمال شایسته راهنمایى مى شود و با اعمال شایسته به ایمان استدلال مى شود، و با ایمان، علم و دانش آباد مى گردد.
خطبه 156

14. برترین وسیله توسل

ان افضل ما توسل به المتوسلون الى الله سبحانه و تعالى، الایمان به و برسوله... و صلة الرحم فانها مَثراة فى المال، مَنسأة فى الاجل.
برترین وسیله اى که متوسلین به خدا به آن چنگ مى زنند ایمان به خدا و پیامبر اوست، و پیوند با خویشان مال را زیاد و مرگ را به تأخیر مى اندازد
.خطبه 110

15. رشته اصلى ایمان

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، شهاده ممتحنا اخلاصها... فانها عزیمة الایمان، و فاتحة الاحسان، و مرضاة الرحمن، و مَدحَرة الشیطان.
گواهى مى دهم که خدایى جز الله نیست، یگانه است و بى شریک، گواهى که خلوص آن آزموده شده است... این گواهى رشته اصلى ایمان است و آغاز احسان و مایه خشنودى خداى رحمان و دورى از مهلکه شیطان است
. خطبه 2

16. زبان استوار و ایمان استوار

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: لا یستقیم ایمان عبد حتى یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتى یستقیم لسانه، فمن استطاع منکم ان یلقى الله تعالى و هو نقى الراحه من دماء المسلمین و اموالهم، سلیم اللسان من اعراضهم، فلیفعل.
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: ایمان هیچ بنده اى تکمیل نمى شود مگر این که قلب او در مسیر حق استقامت داشته باشد و قلب او از استقامت محروم است تا زبانش در مسیر حق استوار گردد. پس هر کس از شما بتواند به دیدار خداوند متعال نایل گردد، با دستى پاک از خون هاى مسلمانان و اموال آنان و با زبانى سالم از اهانت به نوامیس آنان، چنین کند
. خطبه 176

_________________
منبع: نهج البلاغه موضوعى؛ عباس عزیزى

دانلود مجموعه کامل موضوعات در نهج البلاغه

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۶
Nahj Alavi

حق و باطل در نهج البلاغه

سه شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶ ق.ظ

https://bayanbox.ir/view/3575427438008898918/%D8%AD%D9%82-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84.jpg

حق و باطل در نهج البلاغه

1. جایگاه حق و باطل

ألا و من أکلهُ الحقُ فإلى الجنة، و من أکله الباطل فإلى النار.
امام علیه السلام به معاویه نوشت: آگاه باش! آن کس که بر حق بوده (در راه حق شهید شود) جایگاهش بهشت است و آن کس که بر باطل باشد در آتش است.1

2. همراهی با حق

لیس یخرج الوالى من حقیقة ما الزمه الله من ذلک الا بالاهتمام و الاستعانه، و توطین نفسه على لزوم الحق، و الصبر علیه فیما خفّ علیه او ثقُل.
در فرمان استاندارى مصر به مالک اشتر: زمامدار نمى تواند از حقیقت آن چه که از حق آنان بر عهده دارد برآید، مگر با کوشش و استمداد از خداوند متعال و آماده کردن نفس خود براى التزام به حق چه تحمل آن همه موارد سبک باشد یا سنگین.2

3. سستى نکردن در امر حق

لَعَمرى ما علىّ من قتال من خالف الحق و خابط الغىّ من إدهان و لا إیهان.
به جان خودم سوگند که در جنگیدن با کسى که در برابر حق بایستد و در گمراهى فرو رود هرگز مسامحه و سستى روا نمى دارم.3

4. روشنى راه حق

ان الله قد اوضح لکم سبیل الحق، و أنار طُرقه، فَشِقوَة لازمة، أو سعادة دائمة !
همانا خداوند راه حق را براى شما آشکار کرد و راه هاى آن را روشن ساخت. پس (از آن به بعد) یا بدبختى همیشگى است و یا سعادت پایدار.4

5. امتیاز حق طلبی

لا تقاتلوا الخوارجَ بعدى؛ فلیس مَن طلب الحق فأخطأه، کمن طلب الباطل فأدرکه.
امام علیه السلام فرمود: پس از من با خوارج نبرد نکنید؛ زیرا کسى که در جستجوى حق باشد و خطا کرد(خوارج)، مانند کسى نیست که دنبال باطل برود و آن را یافته باشد(معاویه).5

6. حق پذیرى

لا تنفروا من الحق نِفار الصحیح من الاجرَب، و البارئ من ذى السّقم.
از حق مگریزید، آن گونه که انسان سالم از شخص گر و یا تندرست از بیمار مى گریزد.6

7. صفات حزب باطل

فان عینى بالمغرب کتب الىّ یُعلمُنى أنه وُجِّهَ إلى المَوسم أناس من اهل الشام العُمىِ القلوب، الصُمّ الاسماع، الکُمه الابصار، الذین یلبسون الحق بالباطل، و یطیعون المخلوق فى معصیه الخالق... .
در نامه اى به قثم بن عباس، کارگزار خود در مکه، مى نویسد: جاسوس من در مغرب به من نوشته و اطلاع داده است که عده اى از شامیان کوردل که گوش هایشان (از شنیدن حق) به کلى کر است و به وسیله باطل حق را مى پوشانند و در نافرمانی خالق از مخلوق  فرمان مى برند، به سوى حج گسیل شده اند... .7

8. علت نابودى گذشتگان

انما اهلک من کان قبلکم انهم منعوا الناس الحقَ فاشتروه، و اخذوهم بالباطل فاقتدوه.
گذشتگان شما را در حقیقت کسانى نابود کردند که مردم را از حق (خودشان) بازداشتند و آنان هم به ناچار آن را خریدند و مردم را به باطل واداشتند و آنان از آن پیروى کردند.8

9. بهترین کارها

لا یکن افضل ما نِلتَ فى نفسک من دنیاک، بلوغ لذّه او شفاء غیظ، و لکن اطفاء باطل او احیاء حق.
خطاب به عبدالله بن عباس: مواظب باش که برترین چیز نزد تو رسیدن به لذت هاى دنیا و یا انتقام گرفتن از دشمن نباشد، بلکه بهترین کارها نزد تو خاموش کردن آتش باطل و یا زنده کردن حق باشد.9

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۰:۲۶
Nahj Alavi