نهج البلاغه من

وبلاگ تخصصی نهج البلاغه امام علی (ع)

نهج البلاغه من

وبلاگ تخصصی نهج البلاغه امام علی (ع)

نهج البلاغه من

بسم الله الرحمن الرحیم

این سایت برای ترویج نهج البلاغه و ارائه خدمات علمی به علاقمندان نهج البلاغه ایجاد شده است.

یا علی مدد

۱۴ مطلب با موضوع «نهج البلاغه» ثبت شده است

ایمان در نهج البلاغه

سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۰۶ ق.ظ

ایمان در نهج البلاغه

1. از نشانه هاى ایمان

الایمان ان تؤثر الصدق حیث یضرّک على الکذب حیث ینفعک، و أن لا یکون فى حدیثک فضل عن عملک، و ان تتقى الله فى حدیث غیرک.
ایمان آن است که راست گفتن را بر دروغگویى ترجیح دهى، اگر چه آن راست به زیان تو باشد و آن دروغ به سودت و دیگر آن که گفتار تو بیشتر از کردارت نباشد و در سخن گفتن در مورد دیگرى از خدا بترسى. حکمت 458

2. چون نقطه اى سفید در دل

ان الایمان یبدو لُمظَةً فى القلب، کلما ازداد الایمان ازدادت اللُمظة.
ایمان در دل آدمى چون نقطه اى سفید پدید مى شود و هر چه بر ایمان افزوده مى شود آن نقطه هم فزونى گیرد
. حکمت 262

 3. شناخت با دل

الایمان معرفة بالقلب.
ایمان، شناخت با دل است.
حکمت 227

 4. اصلاحگر قلوب

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: لا یستقیم ایمان عبد حتى یستقیم قلبه، و لا یستقیم قلبه حتى یستقیم لسانه.
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمودند: ایمان هیچ بنده اى تکمیل نمى شود مگر این که قلب او در مسیر حق، استقامت داشته باشد و قلب او از استقامت محروم است مگر اینکه زبانش در مسیر حق استوار گردد
.ملحقات نهج البلاغه

5. برترین ایمان

لا ایمان کالحیاء و الصبر.
هیچ ایمانى همانند حیا و صبر نیست.
حکمت 113

 6. سه مرحله ایمان

الایمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالأرکان.
ایمان، شناخت و معرفت با قلب (عقل) و اقرار به زبان و عمل کردن به اعضا و جوارح است.
حکمت 227

7. فلسفه ایمان

فرض الله الایمان تطهیراً من الشرک.
خداوند ایمان را براى پاک شدن دل از شرک واجب گردانید.حکمت 152
 

8. اعتماد بر الطاف خدایى

لا یصدُقُ ایمانُ عبد، حتى یکون بما فى ید الله اوثقَ منه بما فى یده.
ایمان بنده اى تصدیق و تایید نمى شود مگر به آنچه در دست خداست اعتماد بیشترى داشته باشد از آنچه در دست خود اوست.
حکمت 310

9. حفظ ایمان با صدقه

سُوسُوا ایمانکم بالصدقه.
ایمانتان را با دادن صدقه دادن حفظ کنید.
حکمت 146

10. ایمان فرشتگان

لم ترمِ الشکوک بنوازعها عزیمة ایمانهم، و لم تعترک الظنون على معاقد یقینهم.
در وصف فرشتگان مى فرماید: ایمان استوار آنان آماج تیرهاى شک و تردید قرار نمى گیرد و گمان ها بر یقین و باور استوارشان هجوم نمى برند
. خطبه 91

 .11ایمان پایدار

فمِن الایمان ما یکون ثابتا مستقرا فى القلوب و منه ما یکون عوارىّ بین القلوب و الصدور الى اجل معلوم. فاذا کانت لکم برءاة من احد فقِفوه حتى یحضره الموت، فعند ذلک یقعُ حدّ البراءة.
قسمى از ایمان در دل ها استوار و پابرجاست و قسمتى دیگر میان دل ها و سینه ها تا زمانى معلوم (هنگام مرگ) عاریه است و ناپایدار، پس اگر از کسى بیزارید او را واگذارید تا مرگش فرا رسد (درباره کفر و ایمان او حکم نکنید شاید در لحظه آخر ایمان حقیقى پیدا کرد) در آن وقت سزاوار بیزارى مى گردد
. خطبه 189

12. چهار تکیه گاه ایمان

الایمان على اربع دعائم: على الصبر، و الیقین، و العدل، و الجهاد... و الیقین منها على اربع شعب: على تبصره الفطنه، و تأوّل الحکمه، و موعظه العبره، و سنّة الاولین. فمن تبصّر فى الفطنه تبیّنت له الحکمة و من تبیّنت له الحکمة عرف العبره؛ و من عرف العبره فکانما کان فى الاولین.
ایمان بر چهار تکیه گاه استوار است: بر صبر و یقین و عدل و جهاد
... یقین خود چهار شعبه دارد: بینش هوشیارانه، رسیدن به حقایق، عبرت گرفتن از دیگران و سنت پیشینیان؛ زیرا، هر که بینش هوشیارانه یافت، حکمت بر او آشکار گشت و هر که حکمت بر او آشکار شد، پند و عبرت گرفتن را شناخت و هر که پند و عبرت آموزى را شناخت، چنان است که در میان پیشینیان بوده باشد. حکمت 31

13. چراغ نورانى ایمان

الایمان سبیل ابلج المنهاج، انور السراج. فبِالإیمان یُستدلّ على الصالحات، و بالصالحات یُستدلّ على الایمان، و بالایمان یُعمَر العِلم.
ایمان، روشن ترین راه و نورانى ترین چراغ است، پس انسان در پرتو ایمان به سوى اعمال شایسته راهنمایى مى شود و با اعمال شایسته به ایمان استدلال مى شود، و با ایمان، علم و دانش آباد مى گردد.
خطبه 156

14. برترین وسیله توسل

ان افضل ما توسل به المتوسلون الى الله سبحانه و تعالى، الایمان به و برسوله... و صلة الرحم فانها مَثراة فى المال، مَنسأة فى الاجل.
برترین وسیله اى که متوسلین به خدا به آن چنگ مى زنند ایمان به خدا و پیامبر اوست، و پیوند با خویشان مال را زیاد و مرگ را به تأخیر مى اندازد
.خطبه 110

15. رشته اصلى ایمان

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، شهاده ممتحنا اخلاصها... فانها عزیمة الایمان، و فاتحة الاحسان، و مرضاة الرحمن، و مَدحَرة الشیطان.
گواهى مى دهم که خدایى جز الله نیست، یگانه است و بى شریک، گواهى که خلوص آن آزموده شده است... این گواهى رشته اصلى ایمان است و آغاز احسان و مایه خشنودى خداى رحمان و دورى از مهلکه شیطان است
. خطبه 2

16. زبان استوار و ایمان استوار

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: لا یستقیم ایمان عبد حتى یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتى یستقیم لسانه، فمن استطاع منکم ان یلقى الله تعالى و هو نقى الراحه من دماء المسلمین و اموالهم، سلیم اللسان من اعراضهم، فلیفعل.
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: ایمان هیچ بنده اى تکمیل نمى شود مگر این که قلب او در مسیر حق استقامت داشته باشد و قلب او از استقامت محروم است تا زبانش در مسیر حق استوار گردد. پس هر کس از شما بتواند به دیدار خداوند متعال نایل گردد، با دستى پاک از خون هاى مسلمانان و اموال آنان و با زبانى سالم از اهانت به نوامیس آنان، چنین کند
. خطبه 176

_________________
منبع: نهج البلاغه موضوعى؛ عباس عزیزى

دانلود مجموعه کامل موضوعات در نهج البلاغه

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۶
Nahj Alavi

پرونده:نهج البلاغه.jpg

نَهجُ البَلاغه، برگزیده‌ای از گفته‌ها و نوشته‌های امیرالمومنین(ع) که سید رضی در اواخر قرن چهارم قمری آنها را گردآورده است. معیار او در انتخاب، بلاغت ادبی بوده است. سید رضی که شاعری بزرگ و ادیبی سرشناس بوده و آثار برجسته‌ای دارد، این اثر را مایه مباهات خود خوانده است. بلاغت سخنان امام علی(ع) در میان ادیبان طراز اول عرب نفوذ بسیاری کرده است.

نهج البلاغه در سه قسمت دسته‌بندی شده است: خطبه‌ها، نامه‌ها، کلمات قصار. امام در بسیاری از خطبه‌‌ها، مردم را به انجام اوامر الهی و ترک محرمات فرامی‌خواند و در بخشی از نامه‌ها که خطاب به فرمانداران است، آنها را به رعایت حق مردمان سفارش می‌کند. کلمات قصار نهج البلاغه، مجموعه‌ای از سخنان حیکمانه و پندآموز است که در اوج بلاغت ادبی بیان شده است.

این کتاب، به زبان‌های گوناگون ترجمه شده و شرح‌های متعددی توسط دانشمندان شیعه و سنی بر آن نگاشته شده است.

تاریخ، انگیزه تألیف و دلایل نامگذاری

امام علی(ع):
«چندانکه زمانه رام توست آن را آسان گیر و به امید بیشتر، خطر را بر خود مپذیر.»

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، نامه ۳۱، ص ۳۰۵.
  • تاریخ تألیف

بر اساس گزارش آقابزرگ تهرانی، سید رضی در رجب سال ۴۰۰ هجری قمری از تألیف این کتاب فراغت یافت.[۱]

  • انگیزه تألیف

سید رضی در مقدمه نهج‌البلاغه می‌نویسد:

در عنفوان جوانی و زمان طراوت و تازگی نهال زندگانی، به تألیف کتاب خصائص الائمه پرداختم؛ در خصوصیات اخلاق و صفات امامان(ع)، مشتمل بر محاسن اخبار و جواهر گفتار ایشان بود... در پایان کتاب، فصلی بود متضمن سخنان شیوا و کوتاه آن حضرت(ع) در مواعظ، حکم و امثال، آداب، و این غیر از خطبه‌های بلند و نامه‌های مبسوط او بود. جمعی از یاران و برادران، آنچه را که در آن فصل آمده بود، پسندیدند و نیکو شمردند. در حالی که از آن همه الفاظ بدیع و معانی بلند و تابناک در شگفت شده بودند، از من خواستند که تألیف کتابی را بیاغازم که گزیده‌ای از سخنان او را دربرداشته باشد، از همه انواع سخن او، اعمّ از خطبه‌ها و نامه‌ها و مواعظ و آداب... من خواهش آنان را اجابت کردم... .[۲]

  • نامگذاری نهج البلاغه

«نَهْج» به معنای راه آشکار است.[۳] بنابراین نهج البلاغه به معنای «راه و طریق آشکار بلاغت» است.

سید رضی در مقدمه کتاب می‌گوید:

آن را نهج البلاغه نامیدم؛ زیرا درهای بلاغت را به روی کسی که بخواهد در آن نظر کند، می‌گشاید و طالبان آن را بدان فرا می‌خواند... در اثنای آن بسی سخنان شیوا و شگفت‌انگیز در توحید و عدل و منزه ساختن باریتعالی از شباهت به آفریدگان آمده است؛ در سلک عباراتی که تشنه‌کامان را سیراب کند و بیماران را شفا بخشد و هر شک و شبهه‌ای را از دل بزداید.[۴]

شیخ محمد عبده، مفتی و از علمای اهل سنت مصر، در مقدمه شرحی که بر نهج‌البلاغه نوشته، می‌گوید:

اسمی را سراغ ندارم که در دلالت بر معنا از این اسم سزاوارتر باشد. در توان من نیست که این کتاب را بیش از آنچه این اسم بر آن دلالت می‌کند توصیف کنم...[۵]

محتوای نهج البلاغه

سید رضی سخنان امام‌علی(ع) را در سه بخش خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌ها گردآورده که در نسخه‌های مختلف با اندکی اختلاف در شماره آمده‌اند. بر اساس شماره‌گزاری المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه شمار خطبه‌ها ۲۴۱، نامه‌ها ۷۹ وکلمات قصار نهج البلاغه ۴۸۰ است.[۶] همچنین وی در مقدمه نهج‌البلاغه می‌نویسد که اگر در فصل‌هایی مطالب باهم هماهنگ نیستند، به این دلیل است که پیوستگی در آنها لحاظ نشده و فقط به دلیل بلاغت و دلپذیر بودن آمده‌اند. وی همچنین دلیل تردید در برخی کلمات و عبارات را نقل‌های مختلف عنوان کرده است.[۷]

خطبه ها 241
نامه ها 79
کلمات قصار (حکمت ها) 480

خطبه‌ها

نهج البلاغه دائرة المعارف‌گونه‌ای از فرهنگ اسلامی و شامل موضوعاتی چون خداشناسی و جهان فرشتگان، پیدایش عالم، طبیعت انسان، امت‌ها و حکومت‌های نیکوکار و ستمکار است؛ اما نکته اصلی این است که در سراسر این سخنان، خواست امام تدریس علوم طبیعی و جانورشناسی یا فهماندن نکته‌های فلسفی و یا تاریخی نیست.[۸]

سخنان علی(ع) در مطرح‌کردن این‌گونه بحث‌ها، همچون قرآن کریم است که به زبان موعظه از هر پدیده محسوس یا معقولی نمونه‌ای روشن و قابل درک در پیش چشم شنونده قرار می‌دهد، سپس آرام‌آرام او را با خود به سر منزلی می‌برد که باید بدان برسد، به درگاه خدا و آستان پروردگار یکتا.

آنجا که سخن در خلقت آسمان و زمین و آفتاب و ماه و ستاره و کوه‌هاست، به زبان اندرز یاد می‌دهد که آنچه آفریدگار به آفریدگان بخشیده خیر محض است؛ اما انسان ناسپاس حق این همه نعمت را نمی‌گزارد و از راه خدا به راه شیطان روی می‌آورد و بخشش الهی را در راه انگیختن شر و برپاکردن فتنه صرف می‌کند، و آنجا که تذکار داستان پیشینیان است، به حاضران تعلیم می‌دهد که روزگار آیینه عبرت است و گذشته را در آن توان دید؛ اما عبرت‌گیرنده کی و چه کسی است؟ ببینید امت‌های از میان رفته و در زیر خاک خفته چه کردند و چه دیدند کار نیک آنان را تقلید کنید و از ارتکاب کار زشتی که به نابودی آنان منتهی گشت بپرهیزید.[۹]

در خلال این اندرزها گاهی هم به اصحاب خود می‌نگرد و به حال و کردار آنان می‌اندیشد، ناگهان کوهی از اندوه و دریغ بر دل او فرود می‌آید و آن هنگامی است که دیده حقیقت بین را از مردمی که پای منبرش نشسته‌اند می‌گرداند، و به افقی دورتر می‌گشاید به روزگار محمد(ص) و یاران پاکدل او که با اعتقاد به خدا و روز رستاخیز نصرت دین را بر سود دنیای خود مقدم داشتند. دیگر بار به جمع حاضران می‌پردازد و می‌بیند هنوز از آن زمان بیش از سی سال نگذشته است، چه شد که در این فاصله کوتاه مسلمان نماها جای مسلمانان راستین نشسته‌اند؟ مردمی که چون دنیا به روی آنان خندید خدا را فراموش و امام خود را نافرمانی کردند. آن مردم که گردنها را می‌کشیدند و بر خود می‌بالیدند که ما در راه خدا شهید داده‌ایم و خود نیز در آرزوی شهادتیم کجا رفتند؟ چرا اینان که گرد مرا گرفته‌اند تن آسانی را بر کشته شدن در راه دین ترجیح می‌دهند و هر یک می‌کوشد تا این وظیفه دینی را به گردن دیگری اندازد؟ به مساوات و ایثار مسلمانان در صدر اسلام می‌نگرد که چگونه دیگری را بر خود مقدم می‌داشتند و می‌کوشیدند خود را از آلوده شدن به مال دنیا پاک نگاه دارند. اکنون چرا اینان مال اندوز و دنیاپرست شده‌اند؟ این نمونه‌ها و دهها نمونه دیگر محتوای خطبه‌های امام است.[۱۰]

همچنین ببینید:  فهرست خطبه‌های نهج البلاغه

نامه‌ها

نامه‌ها بیشتر دستور کار حکمرانان است که: چگونه با طبقات مردم رفتار کنند و چه‌سان در نگهبانی خزانۀ ملت بکوشند. در هزینه، صرفه و صلاح جامعه را در نظر بگیرند. اما مضمون این نامه‌ها، دستور حاکم نیمی از پهنه مسکونی جهان آن روز که به عاملان زیردست خود فرمان می‌دهد، نیست، نوشته پدری مهربان، سالخورده و سرد و گرم روزگار چشیده است که به فرزندان نورس خویش می‌آموزد تا در نبرد زندگی چگونه با مشکلات روبرو شوند.[۱۱]

کلمات قصار

«هرگاه خدا بنده‌ای را خوار دارد، او را از (آموختن) علم برکنار دارد.»

نهج البلاغه، کلمات قصار، ترجمه شهیدی، ص۴۱۴.

در این قسمت، گزیده سخنان حکمت آمیز امیرمؤمنان(ع) و پندهایش و نیز پاسخ پرسشها و گفتارهای کوتاه وی آمده است.[۱۲]

منبع: ویکی شیعه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۴
Nahj Alavi

مروری بر ترجمه‌های فارسی نهج‌البلاغه در گذر تاریخ

اواخر قرن چهارم هجری که سخنان امام علی (ع) توسط سید رضی گردآوری شد، تاکنون و به‌ویژه در قرن اخیر، ترجمه‌های فارسی بسیاری از این کتاب شریف انجام شده است. در این نوشتار با مرور تاریخچه‌ای از نخستین ترجمه‌های «نهج‌البلاغه»، برخی از مشهورترین ترجمه‌های فارسی این کتاب معرفی شده‌اند.

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایبنا؛ نخستین گردآورنده کلمات قصار، علی ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ، صاحب «بیان و تبیین» (درگذشت ۲۵۵ ه. ق) است. وی ۱۰۰ کلمه از کلمات قصار امیرالمومنین (ع) را انتخاب و آن‌را «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» نامگذاری کرد.
 
تاریخ‌نگاران و محدثان دیگری نیز به گردآوری سخنان و اندرزهای حضرت علی (ع) اقدام کرده‌اند که در این زمینه می‌توان از قاضی محمد بن سلامه معروف به قضاعی نام برد که مجموعه‌ای از سخنان امیرالمؤمنین (ع) را به نام «دستور معالم الحکم و مأثور مکارم الشیم» گردآوری کرده‌است. ترجمه این کتاب به زبان فارسی نیز به نام «قانون» چاپ شده‌ است. بسیاری از خطبه‌ها و نامه‌های نهج‌البلاغه پیش از آن در کتاب «الغارات» تالیف ابواسحاق ثقفی کوفی، از دانشمندان قرن سوم (متوفی ۲۸۳ هجری قمری) آمده ‌است.
 
علی بن حسین مسعودی مورخ بزرگ که حدود ۱۰۰ سال پیش از سید رضی می‌زیست (اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم) در جلد دوم کتاب معروف خود «مروج الذهب» نوشته است: «آنچه مردم از خطابه‌های علی در مقامات و حوادث مختلف حفظ کرده‌اند، بالغ بر چهارصد و هشتاد و اندی می‌شود. علی آن خطابه‌ها را بالبداهه و بدون یادداشت و پیشنویس بیان و انشا می‌کرد و مردم هم الفاظ آن را می‌گرفتند و عملاً نیز از آن بهره‌مند می‌شدند.» این بیان نشان می دهد که خطابه‌های علی (ع) فراوان بوده که سید رضی از این میان تنها ۲۳۹ خطبه را نقل کرده که جنبه ادبی قویتری را به انتخاب و تشخیص وی داشته‌ است.
 
کتاب‌های تحقیقی بسیار کاملی در مورد اسناد و مدارک «نهج‌البلاغه» منتشر شده که از جمله مهمترین آن‌ها می‌توان به «روات و محدثین نهج‌البلاغه» تالیف محمد دشتی و همکاران، «استناد نهج‌البلاغه» تالیف امتیاز علی‌خان عرشی و ترجمه آیت‌الله‌زاده شیرازی و «مصادر نهج‌البلاغه» تألیف سید عبدالزهرا حسینی اشاره کرد.
 
ترجمه‌های فارسی «نهج‌البلاغه» در لابه‌لای صفحات تاریخ

حدود ۵۰۰ سال از گردآوری «نهج‌البلاغه» توسط سید رضی گذشته بود که نخستین ترجمه فارسی این اثر در قرن دهم هجری و مصادف با حکومت صفویان منتشر شد. به تدریج اقبال عمومی به شرح و ترجمه این اثر افزایش یافت تا جایی که علاوه بر شیعیان، برخی علمای اهل تسنن نیز به ترجمه و تفسیر این کتاب رو آوردند. شرح «ابن ابی الحدید» یکی از مهم‌ترین شرح‌های اهل تسنن و شرح «ابن میثم بحرانی» و «قطب راوندی» از معروف‌ترین شرح‌های علمای شیعه است.
 
قدیمی‌ترین نسخه موجود ترجمه فارسی «نهج‌البلاغه»، مربوط به قرن ششم هجری بوده که در آن ترجمه فارسی کلمات در زیر عبارات عربی آمده است. این اثر در سال‌های اخیر با تحقیق دکتر عزیزالله جوینی در ۲ جلد به چاپ رسیده است. بعد از آن، ترجمه حسین اردبیلی، معاصر شاه اسماعیل صفوی و سپس شرح و ترجمه ملا فتح ‌لله کاشانی است.
 
عزیزالله جوینی درباره این نسخه نوشته است: «این نسخه گرانبها را شاه عباس صفوی در سال ۱۰۱۷ وقف حرم مطهر رضوی علیه السلام کرده است و از خصوصیات دستوری، واژه‌ها و سبک آن می‌توان حدس زد که مؤلف آن با ابوالفتوح رازی همزمان بوده یا اندکی از وی جلوتر یعنی در قرن پنجم و ششم می‌زیسته است.»
 
«ترجمه نهج‌البلاغه اردبیلی»
این کتاب از سوی حسین بن شرف‌الدین اردبیلی (درگذشت ۹۵۰ هـ.ق) معاصر شاه اسماعیل صفوی ترجمه شده است. وی در این ترجمه از «منهاج البراعه» قطب راوندی و «شرح نواب» لاهیجی بهره گرفته است. این کتاب در سال ۱۳۵۵ در «مطبعه اخوان کتابچی» به چاپ رسید. در این کتاب ترجمه فارسی با خط ریز در زیر متن نوشته شده است. همچنین ترجمه دارای فهرست به سبک زمان خویش و اطلاعاتی راجع به جمع‌آوری نهج‌البلاغه از سوی سید رضی است.
 
«تنبیه الغافلین و تذکرة العارفین»
اثر ملا فتح الله کاشانی (متوفی ۹۸۸ هـ.ق) نویسنده تفسیر منهج الصادقین.
 
«ترجمه و شرح نهج‌البلاغه»
آقامحمدباقر لاهیجی آن‌را در عصر فتحعلی شاه قاجار تالیف کرد. دیوان منسوب به امام علی (ع) در حاشیه آن آمده است.
 
«ترجمه و شرح نهج‌البلاغه قزوینی»
محمدصالح قزوینی این کتاب دو جلدی را در یک مجلد تنظیم کرده و در توضیح مطالب و عبارات مولای متقیان (ع) از اشعار شاعران معروف فارسی‌زبان بهره فراوانی برده است.
 
«دائرة‌المعارف علوی»
حاج میرزا خلیل کمره‌ای در این کتاب، نهج‌البلاغه را به ۲۴ موضوع تقسیم کرده و به شرح آن‌ها پرداخته است. جلد نخست آن با موضوع خلقت و جلد دوم آن درباره جنگ است.
 
«ترجمه نهج‌البلاغه عمادزاده»
اثر عمادالدین حسین اصفهانی (متوفی ۱۴۱۰ هـ.ق) از نویسندگان مشهور و دارای تالیفات بسیار در زمینه‌های تاریخ اسلام، تاریخ انبیا، زندگانی ائمه (ع) و دیگر موضوعات دینی است. چاپ نخست این اثر در سال ۱۴۰۰ هـ.ق بوده و پس از آن چندین نوبت از سوی انتشارات شرق در تهران چاپ شد.
 
«ترجمه نهج‌البلاغه شهیدی»
این کتاب در سال ۱۳۶۸ به همت دکتر سید جعفر شهیدی تولید و از سوی سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی چاپ شد. ناشر این کتاب در مورد ویژگی‌هایش نوشته است: «تفاوت و مزیت این ترجمه بر دیگر ترجمه‌ها، در این است که این اثر علاوه بر امانت و اتقان و تطبیق یکایک واژه‌های عربی با فارسی در مراعات ویژگی ادبی این اثر جاودانی - یعنی به‌کار بردن صنایع لفظی و آرایش‌های ادبی از استعاره و تشبیه و جناس و موازنه و مراعات نظیر به ویژه سجع می‌باشد و در برگردان فارسی تا آنجا که ممکن بوده این نکات مورد توجه قرار گرفته؛ اما با این همه معنی فدای آرایش لفظ نشده است و در آخر کتاب تعلیقه‌های مناسب آورده شده است».
 
مترجم نیز در مقدمه کتاب آورده است: «در میان هزاران نام که مصنفان، مؤلفان و یا مترجمان حوزه مسلمانی بر کتاب‌های خود نهاده‌اند، هیچ نامی چون «نهج‌البلاغه» راه سخن رسا گفتن با محتوای کتاب منطبق نیست و می‌توان گفت: این نام از عالم غیب بر دل روشن شریف رضی رحمه الله افاضه گردیده است که «الاسماء تنزل من السماء» راه سخن رسا گفتن را در این مجموعه باید یافت».
 
«ترجمه و شرح نهج‌البلاغه فیض»
حاج سید علی نقی اصفهانی معروف به «فیض الاسلام» این اثر را در مدت ۱۰ سال و در ۶ جلد نوشته است. این کتاب در ۵۰ سال اخیر در میان فارسی‌زبانان، به ویژه مردم ایران مشهور شده است. بدون تردید می‌توان ادعا کرد که در نیم قرن اخیر، بیشتر ترجمه‌ها و شرح‌ها از این ترجمه سود برده‌اند. این ترجمه با خط زیبای طاهر، خوشنویس تبریزی بارها به زیور طبع آراسته شده است.  
 
مترجم در مقدمه اثر درباره ضرورت ترجمه این کتاب نوشته است: «گاهی در بعضی از مجالس دینی و مذهبی پاره‌ای از کلمات این کتاب را خوانده و معنی می‌کردم. شنوندگان به شگفت آمده می‌گفتند: اگر علما و رجال دینی ترجمه فرمایشات امام علی علیه السلام را در کتاب نهج‌البلاغه به‌طوری‌که در خور فهم هر فارسی‌زبان باشد، نوشته بودند، همه از آن بهره مندمی شدند؛ ولیکن افسوس که از ترجمه و شرح‌هایی که در دسترس است، چنان‌که باید استفاده نمی‌شد. بنابراین بر نگارنده واجب شد که دست از کار بردارم و این کتاب جلیل را به زبان فارسی سلیس و روان ترجمه نموده و کلمات و جملاتی که محتاج به شرح باشد، میان دو قوسی به اجمال و اختصار بیان نمایم تا ترجمه و شرح با هم فرق داشته و همه از آن بهره مند گردند.»
 
«نهج‌البلاغه منظوم»
محمدعلی انصاری قمی «نهج‌البلاغه» را در قالب ۲۷ هزار بیت شعر فارسی به نظم درآورد. این اثر در ۱۰ جلد و در قالب پنج مجلد، با خط زیبای حسن هریسی تبریزی به طبع رسیده است.
                     
«ترجمه و شرح زمانی»
مصطفی زمانی «نهج البلاغه» را در چهار جلد ترجمه کرده که بارها در قم چاپ شده است. وی درباره روش ترجمه‌اش نوشته است: «اینجانب در این کتاب مطالب امام علی علیه‌السلام را در کنار آیات قرآن مجید بررسی نموده‌ام. در نتیجه در یک مورد نهج‌البلاغه تفسیر قرآن قرار گرفته و مورد دیگر امام علی علیه‌السلام مطلب را به اجمال بیان کرده که توضیح آن در قرآن موجود است. به تعبیر دیگر، نهج‌البلاغه و قرآن همانند دو برادر دلسوز هستند که به هنگام لزوم به کمک یکدیگر می‌شتابند و در مواقع عادی هر کدام در مسیر خود هستند.»
 
«ترجمه نهج‌البلاغه علامه جعفری (ره)»
کسی در رؤیای صادقه، علامه امینی صاحب کتاب «الغدیر» را دید. علامه از او پرسید: جعفری را می‌شناسی؟ پاسخ داد: آری. مرحوم امینی فرمود: نامه‌ای به تو می‌دهم که آن را به او برسانی. پرسید: اجازه دارم خودم پاکت را باز کنم و صاحب «الغدیر» اجازه داد. نامه را گشود و خواند. در تعریف خواب خود برای علامه گفت: الفاظ نامه با کلماتی که ما در نامه‌هایمان به‌کار می‌بریم شباهت داشت، اما فروغی خاص در آن‌ها دیده می‌شد. با خواندن نامه در رؤیا منقلب شدم. بعد علامه امینی به من گفت: به محمدتقی جعفری سلام مرا برسان و بگو ما در عالم برزخیم نمی‌توانیم کاری بکنیم، ولی شما که در دنیایی، شرح «نهج‌البلاغه» را شروع کن و به تأخیر نینداز. علامه پس از شنیدن رؤیا کارهایش را رها کرد و مشغول نگارش «شرح نهج‌البلاغه» شد، اما بیماری سرطان، مجال نداد و «نهج‌البلاغه» را تا خطبه ۱۸۵ تفسیر، اما ترجمه کتاب را کامل کرد. علامه جعفری، «نهج‌البلاغه» و شرح را در ۲۷ جلد ترجمه کرده است.
 
«ترجمه نهج‌البلاغه استاد محمد دشتی (ره)»
عمومی بودن ترجمه، نامگذاری خطبه‌ها، حکمت‌ها و نامه‌ها در یک‌هزار و ۵۰۰ عنوان، ثبت شأن صدور خطبه‌ها و نامه‌ها و حکمت‌ها از مهم‌ترین دلایل استقبال عمومی از ترجمه دشتی است. آوردن جدول اختلاف نسخه‌های مختلف «نهج‌البلاغه» در آخر کتاب نیز از ابتکارات مرحوم دشتی است که این اثر را ارزشمندتر کرده است. وی زمستان ۷۸ کار ترجمه خود را به پایان رساند.
 
رهبر معظم انقلاب در توصیف اثر و شخصیت وی فرمودند: «آقای دشتی جزو عناصر مفید بودند. زحمت‌هایشان باارزش بود. وقتی ایشان پیش ما آمدند، من خیلی خوشحال شدم. قبلاً فهرست ایشان را بر نهج‌البلاغه دیده بودم. حیف شد. ایشان می‌توانست سال‌ها خدمت کند. ایشان خیلی پر شور و پر انرژی بودند. خداوند انشاءالله این زحمات را از ایشان قبول کند. احترام به ایشان احترام به اسلام، امیرالمؤمنین و نهج‌البلاغه است.»
 
«ترجمه نهج‌البلاغه سید علی موسوی گرمارودی»
سید علی موسوی ‌گرمارودی، کتاب حاضر را با رجوع به «نهج‌البلاغه» با تصحیح «صبحی صالح» به فارسی برگردانده است. یکی از ویژگی‌های بارز این اثر در این است که مترجم آن را به‌صورت مسجع ترجمه کرده است.
 
موسوی گرمارودی در بخشی از پیشگفتار اثر خود با اشاره به خاطرات کودکی خود و ارتباط مطالعه «نهج‌البلاغه» با آن دوران نوشته است: «معجزه امام علی (ع)، این است که در سخن او، سجع، تابع معناست نه معنا تابع سجع، یعنی امام (ع) بدون قربانی کردن معنا، کلامشان مسجع است و در تمام نهج‌البلاغه حتی یک مورد نمی‌توان یافت که امام (ع)، به خاطر رعایت سجع، مفهوم کلام خود را تغییر داده باشند. به عبارت دیگر در تمام عبارات مسجع امام (ع) حتی یک مورد نمی‌توان، به جای کلمه مسجع امام، کلمه‌ای دیگر گذارد که منظور امام (ع) را بهتر ادا کند.»
 
«نهج‌البلاغه» دربردانده ۲۴۱ خطبه، ۷۹ نامه و ۲۶۰ حکمت است. ۴۸۰ حکمت از حکمت‌های امام علی (ع) در این اثر با عنوان «پاره‌ای از سخنان شگرف امام (ع) که نیازمند تفسیر است» ترجمه و تفسیر شده است.
 
«نهج‌البلاغه» با ترجمه سید علی موسوی گرمارودی در یک‌هزار و ۳۲۸ صفحه از سوی انتشارات قدیانی منتشر شده است.
 
مروری بر برخی از ترجمه‌های «نهج‌البلاغه» در یک نگاه

در جدول‌ زیر برخی از ترجمه‌های این کتاب ارزشمند همراه با نام خالق اثر به‌طور اجمالی به علاقه‌مندان معرفی شده‌ است.
 

عنوان مترجم
ترجمه روان نهج‌البلاغه سیدکاظم ارفع
ترجمه و شرح نهج‌البلاغه (شرح ابن میثم) قربان علی محمدی مقدم و علی‌اصغر نوایی یحیی‌زاده
ترجمه نهج‌البلاغه ناهید آقامیرزایی
ترجمه و شرح نهج‌البلاغه علی بن حسن زواره‌ای 
ت‍رج‍م‍ه‌ گ‍وی‍ا و ش‍رح‌ ف‍ش‍رده‌ای‌ ب‍ر ن‍ه‍ج‌ ال‍ب‍لاغ‍ه‌ م‍ح‍م‍دج‍ع‍ف‍ر ام‍ام‍ی‌ و م‍ح‍م‍درض‍ا آش‍ت‍ی‍ان‍ی‌؛ زی‍رن‍ظر ناصر مکارم شیرازی
ترجمه نهج‌البلاغه عبدالمحمد آیتی
ترجمه نهج‌البلاغه ناصر احمدزاده
نهج‌البلاغه سید جمال‌الدین دین‌پرور
ترجمه نهج‌البلاغه حسین بن شرف‌الدین اردبیلی
ترجمه نهج‌البلاغه محمد انصاری قمی
ترجمه نهج‌البلاغه حسین انصاریان
نهج‌البلاغه سید جعفر شهیدی
ترجمه نهج‌البلاغه سید نبی‌الدین اولیائی
ترجمه نهج‌البلاغه محمد بهشتی
ترجمه نهج‌البلاغه محمد دشتی
نهج‌البلاغه مصطفی زمانی
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ ام‍ی‍رال‍م‍وم‍ن‍ی‍ن‌ ع‍ل‍ی‌(ع‌) احمد سپهر خراسانی
نهج‌البلاغه محمدعلی شرقی
نهج‌البلاغه با ترجمه فارسی قرن ۵-۶ مصحح: عزیزالله جوینی
ترجمه نهج‌البلاغه اسدالله مبشری
خورشید بی‌غروب نهج‌البلاغه عبدالمجید معادیخواه
نهج‌البلاغه میراث درخشان امام علی علیه‌السلام محمد مقیمی
نهج‌البلاغه محمدعلی انصاری قمی
نهج‌البلاغه علامه محمدتقی جعفری
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ در س‍خ‍ن‍ان‌ ع‍ل‍ی‌ ع‍ل‍ی‍ه‌ال‍س‍لام‌ م‍ح‍س‍ن‌ ف‍ارس‍ی‌
ت‍رج‍م‍ه‌ ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ ع‍م‍ران‌ ع‍ل‍ی‍زاده‌
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ جواد فاضل
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ سید ذبیشان حیدر جوادی
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ خ‍دی‍ج‍ه‌ س‍ب‍زع‍ل‍ی‌پ‍ور
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ ع‍ل‍ی‌ ح‍س‍ی‍ن‍ی‌
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ محمدمهدی رضایی
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ حبیب‌الله خوئی
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ ک‍اظم‌ ع‍اب‍دی‍ن‍ی‌ م‍طل‍ق‌
ت‍رج‍م‍ه‌ و ش‍رح‌ ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ م‍ح‍م‍ود ح‍س‍ی‍ن‍ی‌
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ ک‍م‍ال‌ال‍دی‍ن‌ م‍ع‍ی‍ن‍ی‌
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ (ب‍ه‌ زب‍ان‌ ف‍ارس‍ی‌ س‍اده‌) م‍ه‍دی‌ ح‍ج‍ت‍ی‌
ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه‌ پ‍ارس‍ی‌ ب‍رای‌ ج‍وان‍ان‌ ه‍ی‍ات‌ ت‍ح‍ری‍ری‍ه‌ ب‍ن‍ی‍اد ن‍ه‍ج‌ ال‍ب‍لاغ‍ه‌
ت‍رج‍م‍ه‌ و ش‍رح‌ ن‍ه‍ج‌ ال‍ب‍لاغ‍ه‌: (ت‍ن‍ب‍ی‍ه‌ ال‍غ‍اف‍ل‍ی‍ن‌ و ت‍ذک‍ره‌ ال‍ع‍ارف‍ی‍ن‌) ملا فتح‌الله کاشانی
شرح نهج‌البلاغه ملا صالح قزوینی
نهج‌البلاغه ترجمه حسین استاد ولی
نهج‌البلاغه سید محمدمهدی جعفری
نهج‌البلاغه ترجمه سید علی موسوی گرمارودی

منبع: فرهنگ امروز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۵
Nahj Alavi

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، معظم له در دیدار آیت الله دین پرور و اعضای کنگره بین المللی نهج البلاغه، اظهار داشتند: نهج البلاغه حقیقتا دریای عظیمی است که بعد از قرآن، جامع ترین و مهمترین کتاب در ابعاد گوناگون است.
این مرجع تقلید ابراز داشتند: کلام حضرت امیر(ع)، در هر موضوعی گوهربار است و خداوند متعال این توفیق با ارزش را به تبیین کنندگان نهج البلاغه عطا فرموده که در این راه قدم بردارند.
ایشان خاطرنشان ساختند: سند نهج البلاغه همانند قرآن است و نیازی به بحث در سند آن نیست؛ چراکه در طول قرون بر حقانیت آن اعتراف شده است.
حضرت آیت الله نوری همدانی تصریح کردند: مهمترین دلیل بر تأیید ولایت فقیه در عهدنامه مالک اشتر آمده و این خود نشانگر عظمت این عهدنامه می باشد.
این استاد خارج فقه حوزه بیان داشتند: باید تلاش شود تا از کتاب نهج البلاغه در مباحث اخلاقی بهره برداری شود ، این کتاب را به جهانیان عرضه کنیم ؛ چرا که از عظمت بالایی برخوردار است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۶:۵۴
Nahj Alavi

مقدمه‌ سید رضی(ره) در نهج البلاغه

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۳۳ ب.ظ

http://www.rahyafte.com/wp-content/uploads/2014/07/1339577869_nahjolbalaghe.jpg

مقدمه‌ سید رضی(ره) در نهج البلاغه


ستایش خدا را سزاست که حمد را بهای نعمت‌ها و پناهگاه از بلاها، و وسیله‌ی رسیدن به نعمتها و بهشت جاویدان و موجب افزایش احسان و کرمش قرار داده است. درود بر پیامبر رحمت و پیشوای رهبران الهی و چراغ روشنی‌بخش امت که ریشه‌های وجود بزرگوار و درخت اصل و نسبش پربرگ و پرثمر بوده است؛ و درود بر اهل بیتش که چراغ‌های روشنی‌بخش تاریکی‌ها و وسیله‌ی نجات امت‌ها و نشانه‌های روشن دین و مرکز ثقل فضیلت و برتری‌اند.
درود بر همه‌ی آنان باد؛ درودی که با فضل و بزرگواری آنها برابری کند و پاداش اعمال آنها قرار گیرد؛ پاداشی که مناسب با پاکیزگی اصل و فرع ایشان است.
درود بر آنان باد تا زمانی که سفیده‌ی صبح گریبان شب را می‌شکافد و ستارگان طلوع و غروب می‌کنند.
چگونگی پیدایش کتاب نهج البلاغه
در آغاز جوانی و طراوت زندگی، دست به تألیف کتابی در «خصایص و ویژگی‌های ائمه ـ علیهم السلام ـ» زدم که مشتمل بر خبرهای جالب و سخنان برجسته‌ی آنها بود.
انگیزه‌ی این عمل را در آغاز آن کتاب یادآور شده و آن را آغاز سخن قرار داده‌ام.
پس از گرد آوردن خصایص امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ ، در اثر مشکلات و حوادث روزگار، از اتمام کتاب باز ماندم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۶ ، ۱۳:۳۳
Nahj Alavi

http://netangel.ir/wp-content/uploads/2016/09/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%DB%8C.gif

آشنائى با مولف نهج البلاغه
مروری بر زندگانی سید رضی (ره)
عصر طلایی تمدن اسلامی
قرن چهارم هجری را باید «عصر طلایی تاریخ تمدن اسلامی» نامید؛ عصری که با وضع جدید سیاسی اجتماعی در زمان خلفای عباسی و قدرت یافتن جریان‎های شیعی دیلمیان و آل بویه و تضارب افکار و اندیشه‎های سیاسی و اجتماعی، اوضاع جدیدی برای ارائه آثار و اندیشه‎ها فراهم شد؛ عصری که در مرکز خلافت اسلامی «بغداد» اندیشمندان بزرگ ـ اعم از شیعی و سنّی و زیدی و اسماعیلی و حتی متفکران اقوام و ملل مختلف غیر مسلمان ـ در زمینه‎های مختلف علوم و فنون به عرضة دیدگاهها و نظریات خود پرداختند و آثار بدیعی را پدید آوردند و برای آیندگان به یادگار نهادند. مرحوم سید رضی در چنین عصری به دنیا آمد.
زادگاه و خانواده
نام سید رضی «محمد» کنیه‎اش «ابوالحسن» ملقبت به «سید رضی» یا «شریف رضی» بود که در سال 359 ق. در بغداد به دنیا آمد و در سال 406 ق. در سن 47 سالگی از دنیا رحلت فرمود.
خاندان سید رضی یکی از خاندان‎های بزرگ علمی و دینی و پارسای شیعة امامیّه است که نسبش به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ و فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ می‎رسد.
وی از جانب پدر با پنج واسطه به حضرت موسی بن جعفر امام هفتم ـ علیه السّلام ـ می‎رسد به همین جهت او را موسوی نیز می‎خوانند و از جانب مادر به امام حسین ـ علیه السّلام ـ منتسب می‎شود از این رو او را «ذو الحسبین» نیز می‎گویند، که خود در جاهای مختلف از جمله در اشعار خود به اجداد و به حسب و نسب خویش افتخار می‎کند.
پدر...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۶ ، ۱۳:۲۹
Nahj Alavi

نهج البلاغه (متن و ترجمه و شروح)

شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۲۹ ب.ظ
متن کامل نهج البلاغه همراه با ترجمه و شروح آن
متن نهج البلاغه
خطبه های  نهج البلاغه نامه های  نهج البلاغه حکمت های  نهج البلاغه
ترجمه ها و شروح  نهج البلاغه
شرح خطبه  نهج البلاغه شرح نامه  نهج البلاغه شرح حکمت  نهج البلاغه
موضوعات در  نهج البلاغه پاورپوینت  حکمت های  نهج البلاغه

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۶ ، ۱۴:۲۹
Nahj Alavi

http://newsroom.dana.ir/content/upload/8dab2aa3-a6dd-4427-b84e-cf74b0dfd3fb.PNG

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۶ ، ۱۴:۲۶
Nahj Alavi

http://static.asset.aparat.com/lp/16271567-3639-l.jpg

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۶ ، ۱۴:۲۲
Nahj Alavi

شرح و تفسیر حکمت 2 نهج البلاغه

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۳۵ ق.ظ

شرح-نهج-البلاغه

شرح و تفسیر حکمت 2 نهج البلاغه

أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ.

امام (علیه السلام) فرمود:
هر کس طمع را پیشه کند خود را حقیر کرده و کسى که ناراحتى‏ هایش را (نزد این و آن بدون هیچ فایده) فاش کند به ذلت خویش راضى شده و آن‏کس که زبانش را بر خود امیر کند شخصیتش حقیر خواهد شد.

شرح و تفسیر
از این کارها بپرهیز:
امام(علیه السلام) در این کلام نورانى اش به پیامدها و آثار سوء سه رذیله اخلاقى در عباراتى کوتاه و فشرده اشاره فرموده است.
نخست مى فرماید: «هر کس طمع را پیشه کند خود را حقیر ساخته است». (أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ).
واژه «طمع» به معناى بیش از حق خود طالب بودن و گرفتن مواهب زندگى از دست دیگران است و تعبیر به «استشعر» که به معناى پوشیدن لباس زیرین است اشاره به این است که طمع را به خود چسبانده و از آن جدا نمى شود; بدیهى است که افراد طماع براى رسیدن به مقصود خود باید تن به هر ذلتى بدهند و دست سؤال به سوى هرکس دراز کنند و شخصیت خود را براى نیل به اهداف طمعکارانه خود بشکنند.
در سخنان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ إِلَى طَبَع; در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره خطر این صفت مذموم مخصوصاً براى علما وارد شده است که فرمود: «إن الصّفاة الزّلال الذی لا تَثْبُتُ عَلَیْهِ أقْدامُ و عجیب این که هنگامى که طمع فزونى یابد کارهایى از انسان سر مى زند که کاملاً احمقانه است; شبیه آنچه درباره طماع معروف عرب به نام «اشعب» نقل شده که بسیارى از اوقات هنگامى که راه مى رفت دامن خود را به دست
مى گرفت و آن را در برابر آسمان باز نگه مى داشت و مى گفت: شنیده ام بعضى از پرندگان در حال پرواز تخم مى گذارند شاید تخم آن پرنده در دامن من بیفتد. و یا نقل مى کنند هنگامى که گروهى از کودکان او را در کوچه و بازار آزار مى دادند براى پراکنده ساختن آنها گفت: شنیده ام در فلان خانه حلوا پخش مى کنند بچه ها به سوى آن خانه دویدند ناگهان دیدند خود اشعب نیز به سوى آن خانه مى دود گفتند: تو چرا؟ گفت: شاید حرف من درست باشد.
این داستان ها خواه واقعیت داشته باشد یا نه اشاره به کارهاى ننگ آورى است که انسان به جهت طمع انجام مى دهد.
نقطه مقابل طمع قناعت است که سبب عزت آدمى مى شود همان گونه که امیرمؤمنان فرمود: «عَزَّ مَنْ قَنَعَ; آن کس که قناعت پیشه کند عزیز خواهد بود».(1)
و به گفته شاعر:
آز بگذار و پادشاهى کن *** گردن بى طمع بلند بود!
در دومین نکته مى فرماید: «کسى که سفره دل خویش را (نزد این و آن بدون هیچ فایده) باز کند (و مشکلات خود را فاش سازد) رضایت به ذلت خود داده است»; (وَرَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ).
روشن است هرگاه انسان نزد طبیب درد خود را بگوید و از وى راه درمان بطلبد یا پیش قاضى ظلمى را که بر او رفته بیان سازد و از او احقاق حق بخواهد یا نزد دوستش از گرفتارى خود براى گرفتن وام سخن بگوید کار خلافى نکرده و به دنبال مشکل گشایى بوده; اما طرح مشکلات نزد کسانى که هیچ گونه توانایى بر حل آن ندارند اثرى جز ذلت و سرافکندگى انسان نخواهد داشت. در این گونه موارد باید خویشتن دار بود و لب به شکایت نگشود.
آن گاه امام(علیه السلام) در جمله سوم مى فرماید: «کسى که زبانش را بر خود امیر سازد شخصیت او تحقیر مى شود»; (وَهَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ).
منظور از امیر شدن زبان آن است که از تحت کنترل عقل و فکر خارج شود و هرچه بر زبانش آمد بگوید. بدیهى است سخنانى که از فکر و عقل و تقوا سرچشمه نمى گیرد در بسیارى از موارد خطرهایى ایجاد مى کند که انسان قادر بر جبران آن نیست و گاه اسباب رنجش افراد آبرومند و سبب ایجاد اختلاف در میان مردم و کینه و دشمنى نسبت به گوینده و دیگران مى شود و چه زیبا مى گوید شاعر عرب:
اِحْفَظْ لِسانَکَ اَیُّهَا الاْنْسانُ *** لا یَلْدَغَنَّکَ إنَّهُ ثُعْبانٌ
کَمْ فِى الْمَقابِرِ مِنْ قَتیلِ لِسانِهِ *** کانَتْ تُهابُ لِقاءُهُ الاْقْرانُ
اى انسان زبان خود را حفظ کن ـ مراقب باش تو را نگزد که اژدهایى است.
چه بسیارند کسانى که در گورستان ها خفته اند و کشته زبان خویشند ـ همان کسانى که همطرازان آنها از ملاقات با آنها وحشت داشتند.
در حدیث دیگرى در سلسله همین کلمات قصار مى خوانیم: «مَنْ کَثُرَ کَلاَمُهُ کَثُرَ خَطَؤُهُ; کسى که زیاد سخن گوید اشتباهات زیادى خواهد کرد».(2) و این خطاى بسیار باعت تحقیر و بى ارزش شدن او در نظرها مى شود. کوتاه سخن این که انسان عاقل باید زبانش را در اختیار عقلش قرار دهد نه این که عقلش را در اختیار زبان که اولى مایه سعادت است و دومى اسباب حقارت.
شایان توجه است صفات سه گانه نکوهیده اى را که امام در این بیان کوتاه ذکر کرده (طمع، فاش کردن ناراحتى ها نزد هرکس و امیر ساختن زبان بر خود) هرسه در این جهت مشترکند که سبب ذلت و خوارى مى شوند و این هماهنگى در اثر سبب شده است که امام(علیه السلام)هر سه را کنار هم قرار دهد.

مبلغان سایبری چهارده خورشید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۳۵
Nahj Alavi