نهج البلاغه من

وبلاگ تخصصی نهج البلاغه امام علی (ع)

نهج البلاغه من

وبلاگ تخصصی نهج البلاغه امام علی (ع)

نهج البلاغه من

بسم الله الرحمن الرحیم

این سایت برای ترویج نهج البلاغه و ارائه خدمات علمی به علاقمندان نهج البلاغه ایجاد شده است.

یا علی مدد

آخرین نظرات
  • ۱۶ شهریور ۹۷، ۰۹:۵۶ - فرزند انقلاب
    عالی

۱۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

درباره امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام)

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۲۹ ق.ظ

نام: على
کنیه: ابوالحسن، ابوالحسین، ابو تراب، ابوالسبطین و الریحانتین.
ألقاب: امیرالمؤمنین، سیّد الوصیین، سیّد المسلمین، سیّد الأوصیاء، سیّد العرب، خلیفة رسول الله، امام المتّقین، یعسوب المؤمنین، صهر رسول الله، حیدر، مرتضى، وصى، و...
منصب: معصوم دوم و امام اوّل شیعیان و خلیفه چهارم مسلمانان.
تاریخ ولادت: سیزده رجب سال 30 عام الفیل، 23 سال پیش از هجرت پیامبر اسلام (ص).
محل تولد: مکه معظّمه، داخل کعبه، در بیت الله الحرام (در سرزمین کنونى عربستان سعودى).
تولد در خانه کعبه، فضیلتى است مخصوص حضرت على (ع)، و خداى متعال، تنها به وى چنین امتیازى را کرامت نموده است. نه پیش از او و نه پس از او، براى هیچ فردى چنین فضیلتى محقق نشده است.
نَسبَ پدرى: ابى طالب (عبد مناف) بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف.
حضرت ابوطالب (ع) پس از پدرش، عبدالمطلب، به مدت 44 سال کفیل و پشتیبان حضرت محمد (ص) بود و در ظهور و گسترش اسلام کمک‏هاى شایانى به آن حضرت نمود و ایشان را از گزند و کید و کین قریش در امان داشت و بهتر از فرزندان خویش از او حمایت کرد.
مادر: فاطمه بنت اسد بن هاشم.
حضرت على (ع) و برادرانش نخستین هاشمیانى بودند که از پدر و مادر هاشمى تولد یافتند. مادرش (فاطمه بنت اسد) از بانوان بزرگ صدر اسلام و از نخستین زنانى بود که پس از خدیجه کبرى (س) به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد. حضرت محمد(ص) از سن هشت سالگى در دامن پرمهر این بانوى مجلّله تربیت یافت و بیش از چهل سال از خدمات و حمایت‏هاى او بهره‏مند بود. وى در این مدت نقش مادر پیامبر (ص) را بر عهده داشت.
فاطمه بنت اسد به همراه خاندان پیامبر اکرم (ص) به مدینه مهاجرت کرد و در همان جا وفات یافت. پیامبر اکرم (ص) در وفات او اندوهگین شده و با دست خود و با پیراهن خود، او را کفن کرد و بر وى نماز خواند و به خاک سپرد. سپس ولایت فرزندش، على (ع) را بر وى تلقین فرمود و این دعا را در حقش از خداى منان مسئلت نمود:
اللّهُ الَّذى یُحْیی وَیُمیتُ وَهُوَ حَىٌّ لا یَمُوتُ اِغْفِرْ لِأُمّی فاطِمَةَ بِنْتَ اَسَدٍ، وَلَقِّنها حُجَّتها، وَوسّعْ عَلَیْها مَدْخَلَها، بِحَقِّ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ وَالْاَنْبِیاءِ الَّذینَ مِنْ قَبْلی فَاِنَّکَ اَرْحَمُ الرَّاحمینَ.
(1)
مدت امامت: از زمان رحلت پیامبر اکرم (ص)، در 28 صفر سال یازدهم هجرى تا 21 رمضان سال 40 هجرى، به مدت 30 سال، که در پنج سال آخر زندگى خلافت مسلمانان را نیز بر عهده داشت.
تاریخ و سبب شهادت: 21 رمضان سال 40 هجرى، بر اثر ضربت شمشیر مسمومى که عبدالرحمن بن ملجم مرادى (از بازماندگان خوارج نهروان) در شب 19 رمضان بر فرقش فرود آورده بود.
محل دفن: نجف اشرف، در سرزمین عراق.
نظر به این که حضرت على (ع) از خباثت باطن بنى امیّه و خوارج عصر خویش آگاه بود، سفارش کرد محل قبرش پنهان بماند تا مورد اهانت و هتک حرمت دشمنان قرار نگیرد. به همین دلیل، قبر شریف ایشان تا عصر خلافت منصور عباسى مخفى بود و در آن زمان، امام جعفر صادق (ع) آن را آشکار ساخت و مزار شیعیان و عدالت جویان جهان قرار داد.
همسران: 1. فاطمه زهرا، دختر رسول اللّه (ص)، 2. أمامه بنت أبى العاص، 3. خوله حنفیه 4. امّ البنین بنت حزام، 5. أسما بنت عمیس، 6. لیلى بنت مسعود، 7. ام‏سعید بنت عروه، 8. محیاة بنت امرء القیس. و چند ام ولد.
امیرالمؤمنین على (ع) تا هنگامى که فاطمه زهرا (س) زنده بود، همسر دیگرى برنگزید. نخستین بانویى که افتخار همسرى آن حضرت، پس از شهادت فاطمه زهرا(س) را پیدا کرد، أمامه دختر ابى العاص بود که بنا به سفارش فاطمه زهرا(س) پا به خانه حضرت على (ع) نهاد. مادر أمامه، زینب، دختر رسول اللّه (ص) و خواهر اعیانىِ (پدر و مادرى) فاطمه زهرا (س) بود.
به هنگام شهادت امام على (ع) در 21 رمضان سال 40 هجرى، چهارتن از همسران عقدىِ ایشان (به نام‏هاى: امامه، اُمّ البنین، اسماء، لیلى) در قید حیات بودند.

فرزندان

الف) پسران: 1. امام حسن‏ مجتبى، 2. امام‏ حسین، 3. محمد حنفیه، 4. عبدالله(اکبر)، 5. ابوبکر (محمد اصغر)، 6. عباس، 7. عثمان، 8. جعفر، 9. عبداللّه (اصغر)، 10. یحیى، 11، عون، 12. عمر (أطرف)، 13. محمد اوسط، 14. محسن (که به عقیده شیعیان، پیش از تولد، در رحم مادرش، فاطمه زهرا (س) سقط شد).
ب) دختران: 1. زینب کبرى، 2. ام‏کلثوم کبرى، 3. رقیه، 4. ام الحسن، 5. رمله کبرى، 6. رمله صغرى، 7. ام هانى، 8. میمونه، 9. فاطمه، 10. زینب صغرى، 11. ام‏کلثوم صغرى، 12. أمامه، 13. خدیجه، 14. ام کرام، 15. ام سلمه، 16. ام جعفر، 17. جمانه، 18. نفیسه.
میان تاریخ نگاران، در مورد تعداد فرزندان امام على (ع) اختلاف نظر وجود دارد. برخى تعداد آنان را بیش از آنچه ذکر شد و برخى کمتر از اینان نقل کرده‏اند؛ اما همگى در این باره متفقند که نسل آن حضرت (ع) تنها از پنج فرزند استمرار یافت: امام حسن (ع)، امام حسین (ع)، محمد حنفیه، ابوالفضل العباس و عمر أطرف. و سایر فرزندان ذکور آن حضرت، بدون نسل بودند.

ادامه در فایل  pdf (در دسترس نیست )

بنیاد بین المللی غدیر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۲۹
Nahj Alavi

نگاهى به شرحهاى نهج البلاغه (1)

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۱۰ ق.ظ

نوشته: دکتر مصطفی بروجردی

مقدمه

نخستین شرح

شرح سید فضل ‏الله راوندى

شرح نهج‏ البلاغه وبرى

معارج نهج ‏البلاغه یا شرح ابن ‏فندق بیهقى

منهاج ‏البراعة فى شرح نهج ‏البلاغه

حدائق ‏الحقائق فى تفسیر دقائق افصح‏الخلائق

شرح ابن ‏ابى‏الحدید

مصباح ‏السالکین

شرح علامه حلى

شرح ابن‏عتایقى

مقدمه

از زمانى که سید شریف ‏رضى در سال 400 ه ق کار جمع و تدوین نهج‏ البلاغه را به پایان رسانید، تا امروز که بیش از هزار سال از عمر این کتاب شگفت‏ انگیز در حوزه  فرهنگ اسلامى مى‏گذرد، توجه اندیشمندان و معرفت ‏پژوهان رشته‏هاى مختلف اسلامى از ادب گرفته تا تاریخ، اخلاق، عرفان، حکمت و کلام، سیاست و حکمرانى و مدیریت، به این کتاب به ‏عنوان یکى از مهمترین منابع قابل استناد و قابل تامل جلب شده است.

سنت ‏شرح ‏نویسى بر متون دینى قدمتى طولانى دارد. کتابهاى مقدس ادیان مختلف از سوى عالمان دینى با دقت و تامل مورد بررسى‏هاى دقیق و موشکافانه قرار گرفته‏اند. در تاریخ اسلام، پس از قرآن کریم که اصلى‏ ترین و اصیل‏ ترین منبع تمامى مسلمانان بشمار مى‏رود، تقریبا هیچ کتاب مقدس دیگرى، بسان نهج‏ البلاغه مورد شرح و تفسیر قرار نگرفته است. شارحان با انگیزه‏هاى گوناگون اقدام به شرح ‏نویسى مى‏کرده‏اند: توضیح واژگان دشواریاب، شرح مبانى کلامى، فلسفى مورد نظر، تحلیل و تبیین حوادث تاریخى که به اجمال ذکر شده‏اند، ذکر نکات ادبى و بلاغى، استفاده وعظ گونه و اخلاقى از متون دینى و به تعبیرى کمک به گسترش فرهنگ معنوى، نقل و نقد آراء شارحان پیشین، نقد و بررسى اسنادى و اثبات صحت روایات، و حتى اثبات قدرت علمى نویسندگان شرح، در زمره این انگیزه‏ها بشمار مى‏روند.

در هر حال، انگیزه شارحان هرچه که بوده  یا خواهد بود، ما اکنون وارث انبوهى از شرحهاى گوناگون بر نهج‏البلاغه هستیم که کم‏ وبیش داراى مزایا و کاستیها، کژى‏ها و راستى‏ها و درستى‏ها و نادرستى ‏هاست. اما این همه، جزئى از فرهنگ مکتوب اسلامى بشمار رفته و بر ما است که در شناسایى همه - یا اهم آنها - هر چند به اجمال، بکوشیم.

نخستین شرح

در این که نخستین شرح نهج ‏البلاغه از سوى چه کسى نگاشته شده، ظاهرا توافقى میان کتاب ‏شناسان و نهج‏البلاغه ‏پژوهان وجود ندارد. برخى از احمد بن محمد الوبرى به‏ عنوان نخستین شارح نام برده‏اند، گروهى سید فضل ‏الله راوندى را اولین شارح دانسته‏اند. (1)

شرح سید فضل ‏الله راوندى

تالیف: تاج‏الاسلام سید ضیاءالدین ابوالرضا فضل‏الله ‏بن على راوندى از بزرگان علم و ادب شیعى در سده ششم هجرى است.

راوندى در سفر خود به نجف، نسخه اصلی نهج‏البلاغه را ملاحظه نموده و از روى آن نسخه‏اى براى خود نوشته و در ربیع‏الاول 511 به پایان رسانیده و پس از اتمام نسخه آن ‏را قرائت، مقابله و تعلیقاتى بر آن نوشته و کلمات و جملات دشوار آن ‏را شرح کرده، که به‏ عنوان اولین شرح بر نهج ‏البلاغه قلمداد شده است. (2)

نسخه‏اى از نهج‏البلاغه در دست است که محمد صادق ‏بن محمد شفیع‏ یزدى در 1132 از روى ابوالفتوح احمد بن ‏ابى‏عبدالله بلکوبن ابى ‏طالب ‏آبى از روى نسخه سید فضل‏الله راوندى تحریر نموده و حواشى راوندى در آن نقل شده است. (3)

شرح نهج‏ البلاغه وبرى

احمد بن محمد وبرى خوارزمى از فضلاى قرن ششم هجرى، شرحى بر نهج‏البلاغه نوشته که نظرش فقط  شرح مشکلات آن بوده است. از این شرح، بیهقى در معارج نهج‏البلاغه و قطب‏الدین کیدرى در حدائق‏ الحقائق و ابن‏عتایقى در شرح خود بر نهج‏البلاغه، نقل نموده‏اند. ولى اصل این شرح در حوادث ایام از بین رفته و به دست ما نرسیده است. (4)

معارج نهج ‏البلاغه یا شرح ابن ‏فندق بیهقى

تالیف: ظهیرالدین ابى‏الحسن على ‏بن زید انصارى اوسى بیهقى ملقب به فرید خراسان و ابن‏ فندق (متولد 493- متوفاى 565 ه . ق) (5)

شرح معروفى است که بیهقى در دو جزء بر نهج ‏البلاغه نوشته، جزء اول آن‏ را در 9 ربیع‏الاول 552 و جزء دوم آن ‏را در 13 جمادى‏الاولى 552 به پایان رسانیده است.

از این کتاب نسخه منحصرى در آستان قدس رضوى به شماره 2052 موجود است، (6) و از روى همان نسخه از سوى کتابخانه حضرت آیة‏الله مرعشى در قم سال 1409 ه . ق به تحقیق استاد کتابشناس محمد تقى دانش‏ پژوه به چاپ رسیده است.

منهاج ‏البراعة فى شرح نهج ‏البلاغه

تالیف: قطب‏ الدین سعید بن عبدالله ‏بن حسین راوندى مشهور به قطب راوندى (م 573 ه . ق) شرح علمى و ادبى مهمى است‏ بر نهج‏البلاغه و به گمان برخى اولین شرح نهج ‏البلاغه نیز به ‏شمار مى‏رود. این شرح را قطب راوندى در اواخر شعبان 556 به پایان رسانیده و سرآغازش چنین است:

«الحمدلله الذى جعل آل محمد اصول البراعة و فروعها واتخذهم - و هم رحمة للعالمین - معدن البلاغة وینبوعها.»

نسخ متعددى از این شرح به ‏دست ما رسیده که استاد فقید سید عبدالعزیز طباطبائى هفت نسخه آن ‏را معرفى نموده است. (7)

حدائق ‏الحقائق فى تفسیر دقائق افصح‏الخلائق

تالیف: قطب‏الدین ابوالحسن محمد بن حسین بیهقى کیدرى نیشابورى، مشهور به قطب ‏الدین کیدرى (زنده در سال 610 ه . ق) (8) کیدرى شرحش را در اواخر شعبان سال 576 ه . ق به پایان رسانیده و در آن از شرح  قطب ‏الدین راوندى و فرید خراسان بهره جسته است.

شرح ابن ‏ابى‏الحدید

نگارش شرح نهج‏ البلاغه از سوى عزالدین ابى ‏حامد عبدالحمید بن هبة‏الله المدائنى مشهور به ابن ‏ابى‏الحدید (9) (656- 586 ه . ق) تحولى اساسى در نگارش شروح  نهج ‏البلاغه تلقى مى‏گردد. زیرا وى علاوه بر این ‏که بر ادب عرب تسلط  وافر داشته و اشعارى نیکو نیز سروده، بر تاریخ فقه، و کلام نیز احاطه داشته است. از این ‏رو شرح وى در طى قرون و اعصار گذشته همواره مورد توجه علاقمندان کلام مولى علیه السلام بوده است. (10) ضمن این‏ که وى ظاهرا نخستین شارح غیرشیعى نهج ‏البلاغه نیز هست.  شرح ابن‏ ابى‏الحدید از حیث‏ بیان زیبائیهاى ادبى نهج ‏البلاغه و ذکر مسائل تاریخى از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است. هرچند این شرح به زبان عربى نگاشته شده، اما چند ترجمه از آن به زبان فارسى دیده مى‏شود. از جمله شمس‏ الدین محمد بن مراد - که ظاهرا از دانشمندان عصر صفوى است - آن ‏را به پارسى برگردانده است. هرچند این ترجمه تا کنون به ‏صورت خطى باقى مانده است. (11) ترجمه‏اى دیگر نیز با نام مظهر البینات اثر نصرالله تراب ‏بن فتح‏الله  دزفولى از این شرح  وجود دارد که آن نیز مخطوط است. (12) گزیده‏اى از این شرح، در سالیان اخیر توسط استاد دکتر محمود مهدوى دامغانى به زبان فارسى شیوا و زیبا ترجمه و در چند مجلد از سوى انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. علاوه بر ترجمه‏هاى یاد شده، برخى نیز گزیده‏هایى از آن‏ را به زبان اصلى کتاب - یعنى عربى - فراهم کرده‏اند. از جمله مى‏توان به این گزیده‏ها اشاره کرد: التقاط الدررالنخب اثر محمدبن قنبر کورعلى مدنى کاظمى، (13) الدرالنضید اثر فخرالدین عبدالله‏ بن الموید بالله (14) و مختصر شرح ابن ابى‏الحدید اثر سلطان محمود بن غلامعلى طبسى مشهدى (م 1097 ه . ق). (15)

با این‏همه، شرح ابن ابى‏الحدید، على ‏رغم استقبال فراوان، مورد نقدهاى متعدد و جدى، عمدتا از سوى منتقدان شیعى، نیز قرار گرفته است. از جمله مى‏توان به نقد احمد بن طاوس (م 673 ه . ق) با نام الروح فى‏ نقض ما ابرمه ابن ابى‏الحدید، اشاره کرد. (16) شیخ‏ یوسف بحرانى (م 1186 ه . ق) هم انتقادات خود را بر این اثر سلاسل الحدید لتقیید ابن ابى‏الحدید، نامیده است. (17) کتاب دیگرى با نام سلاسل الحدید فى رد ابن ابى‏الحدید اثر مصطفى بن محمد امین(م 1331) دیده مى‏شود. (18) از دیگر نقدها مى‏توان به الرد على ابن ابى‏الحدید اثر شیخ على‏ بن حسن بلادى بحرانى (م 1340)، (19) الشهاب ‏العتید على شرح ابن ابى‏الحدید، نگاشته شیخ ‏عبدالنبى عراقى، (20) والرد على ابن ابى‏الحدید اثر شیخ‏ طالب حیدر اشاره کرد. (21)

ابن ابى‏الحدید در مبانى کلامى، معتزلى و به ‏علت موافقت‏ با جاحظ، معتزلى جاحظى است. هرچند برخى کوشیده‏اند از ابن ابى‏الحدید چهره‏اى به‏ عنوان یک شیعى غالى نشان دهند، اما بررسى شرح نهج‏ البلاغه نشانگر گرایشات معتزلى او است. وى در آغاز کتاب، اتفاق همه شیوخ معتزلى خود را بر صحت ‏شرعى بیعت ‏با خلیفه اول نقل نموده و بر فقدان نصى از جانب رسول‏ الله صلى الله علیه و آله در بیعت ‏با  وى تاکید مى‏کند و مى‏افزاید انتخاب مردم که هم به اجماع  و هم به غیراجماع، راه تعیین پیشوا شمرده شده، موجب صحت آن است. همو به پیروى از مکتب معتزله بغداد، امام على علیه السلام را برتر از خلفاى پیشین دانسته و این برترى را هم در کثرت ثواب و هم  در فضایل و خصال حمیده مى‏داند. با این ‏همه به‏ عقیده او، افضلیت امام، امرى ضرورى نیست! همچنین او معتقد است که هیچ نصى بر خلافت امیرالمؤمنین على علیه السلام از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم وارد نشده است.

ابن ابى‏الحدید این اثر را در بیست جزء و به‏ نام ابن‏ علقمى وزیرى تالیف کرد. وى نگارش این شرح را  در اول رجب 644 هجرى آغاز و در پایان صفر 649 تمام کرد. او در پایان کتاب خود مى‏نویسد. تدوین این اثر چهار سال و هشت ماه طول کشید که برابر است ‏با مدت خلافت ‏حضرت على علیه السلام . به گزارش هندوشاه به پاس نگارش این اثر هدایایى گرانقیمت از سوى ابن‏علقمى به او اهدا شد.

اهمیت‏ شرح نهج‏ البلاغه ابن ابى‏الحدید، با چشم ‏پوشى از نقاط ضعف عقیدتى، عمدتا در گزارش‏هاى مفصل تاریخى است. او در تدوین این گزارش‏ها علاوه بر استفاده از منابع مشهورى چون اغانى ابى‏الفرج اصفهانى، سیره ابن‏هشام و تاریخ طبرى، از برخى منابع نادر استفاده کرده که امروزه از میان رفته یا در دسترس قرار ندارند.

از این جمله مى‏توان به کتابهایى نظیر المقالات تالیف زرقان شاگرد ابراهیم ‏بن سیار نظام، المقالات ابوالقاسم کعبى بلخى، کتاب فضایل امیرالمؤمنین على علیه السلام اثر احمد بن حنبل، کتاب الجمل هشام‏ بن محمد کاتبى و کتاب الکنت از ابراهیم ‏بن سیار نظام، اشاره کرد.

گذشته از شرح حوادثى که به‏ گونه‏اى در متن نهج‏ البلاغه بدان اشاره شده، شرح ابن ابى‏الحدید به لحاظ حضور و حیات وى در زمان حمله مغول و انعکاس حوادث مربوط به خروج مغول، فتح ماوراءالنهر و خراسان و عراق و دیگر نواحى و هجوم آنان به بغداد، از منابع مهم تاریخى در این موضوع  به ‏شمار مى‏رود.

با این‏ همه ابن ابى‏الحدید گاه چنان در نقل حوادث تاریخى راه افراط را در پیش مى‏گیرد که مى‏توان تاریخ ابن ابى‏الحدید را از شرح نهج‏ البلاغه وى بسان کتابى مستقل استخراج کرد. و گاه در پاره‏اى موارد اصلا اشاره‏اى به حادثه تاریخى نمى‏کند.

درمورد مباحث ادبى نیز این افراط و تفریط  گاه به چشم مى‏خورد. در برخى موارد نیز اشتباهات چشمگیرى دیده مى‏شود. براى نمونه وى خطبه 39 را به حادثه غارت نعمانى نسبت مى‏دهد، در حالى ‏که این خطبه به مناسبت کشته شدن محمد بن ابى‏بکر ایراد شده است. نیز خطبه 29 را به حادثه غارت ضحاک نسبت مى‏دهد، درحالى ‏که مربوط به داستان معاویه است. (22) از دیگر مواردى که درباره شرح  نهج ‏البلاغه ابن ابى‏الحدید گفته شده، عدم رعایت مناسبت نقل مطالب در بسیارى از موارد است، هرچند که بسیارى از این مطالب داراى اهمیت هستند. (23)

مصباح ‏السالکین

معروف ‏ترین شرح نهج‏ البلاغه در سده هفتم قمرى، مصباح ‏السالکین اثر محدث، فقیه و متکلم برجسته شیعى، کمال‏الدین میثم ‏بن على‏ بن میثم بحرانى است. این عالم فرزانه، معاصر خواجه نصیرالدین طوسى بوده و ظاهرا میان آن دو رابطه استادى و شاگردى دو جانبه برقرار بوده است. بدین ‏گونه که خواجه نزد وى به آموزش فقه و او نزد خواجه به آموزش کلام پرداخته است. هرچند گفته‏اند مقام فقهى او بسان مقام کلامى خواجه بوده است، با این ‏همه مهمترین اثر وى که همین شرح نهج‏ البلاغه است، بیش از همه شرحى به روش کلامى و فلسفى است. (24)

قبل از پرداختن به روش ابن ‏میثم در این شرح و ذکر ویژگى‏هاى آن، لازم به تذکر است که وى پس از نگارش این شرح، آن‏ را تلخیص نموده و آن ‏را اختیار مصباح‏ السالکین نامیده است.

شرح علامه حلى

تالیف: علامه جمال‏الدین ابومنصور حسن ‏بن یوسف ‏بن مطهر حلى (م 726 ه . ق) درباره شرح علامه حلى بر نهج‏البلاغه، نظرات کتابشناسان متفاوت است. علامه حلى در کتابش «خلاصة‏الاقول فى معرفة ‏الرجال‏» در ضمن آثارش کتاب «مختصر نهج ‏البلاغه‏» را یاد کرده است. (25) ولى در الذریعه عنوان شده که در برخى نسخ‏ الخلاصه نام کتاب "کتاب مختصر شرح نهج‏ البلاغه" ذکر شده است. (26) و در کشف‏ الحجب توضیح داده شده که علامه حلى شرح ابن‏ میثم را تلخیص نموده است (27) و ظاهر سخن وى چنان است که نسخه‏اى از کتاب را ملاحظه نموده است . و در روضات‏ الجنات نیز شرح نهج‏ البلاغه، ضمن آثار موجود علامه حلى یاد شده است. (28)

نسخه‏اى از شرح نهج‏البلاغه‏اى در کتابخانه دکتر على‏ اصغر مهدوى در تهران موجود است که طبق قرائن قطعیه مؤلف آن از دانشمندان سده هشتم هجرى است. و گفته شده که این شرح همان شرح علامه حلى است. خوشبختانه این نسخه با تحقیق شیخ ‏عزیزالله عطاردى با عنوان "شرح نهج ‏البلاغه شارح محقق من اعلام القرن الثامن" در سال 1375 ه . ش در 530 صفحه منتشر شده است که محقق، انتساب آن ‏را به علامه حلى یقینى نمى‏داند.

اما قرائن قوى احتمال انتساب آن به علامه حلى، مردود نیست. از جمله آن‏ که در این شرح سوال و جوابى بین شارح و خواجه رشیدالدین فضل‏الله همدانى طرح شده، که این‏ گونه سوال و جوابها بین علامه حلى و خواجه رشیدالدین در موارد متعدد دیگر، در دست است. از جمله رساله فوائد زیارت خواجه رشیدالدین فضل‏الله است که آن ‏را در سال 709 ه . ق در پاسخ علامه حلى نگاشته است. (29)

هم ‏چنین مناظره‏اى بین علامه حلى و خواجه رشیدالدین درباره جمع بین آیه «قل رب زدنى علما» و حدیث ‏حضرت على علیه السلام «لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا» صورت گرفته که امروزه نسخه آن در دست است. (30)

هم ‏چنین در کتاب «کاوشى در نهج‏ البلاغه‏» درباره انتساب این شرح به علامه حلى بحث ‏شده است. (31)

شرح ابن ‏عتایقى

تالیف: کمال‏ الدین عبدالرحمن ‏بن محمد بن ابراهیم عتایقى حلى مشهور به ابن‏ عتایقى از دانشمندان شیعى سده هشتم هجرى . (32)

ابن‏عتایقى شرح خودش را در چهار جلد تالیف نموده و جلد سوم آن‏ را در 786 ه . ق به پایان رسانیده است. او شرحش را از سه شرح ابن ‏مثیم و ابن ابى ‏الحدید و قطب ‏الدین کیدرى گزینش نموده و در مواردى نظرات ابن ابى‏ الحدید را نقد نموده است.

از شرح ابن‏عتایقى فقط جلد اول و جلد سوم آن باقى ‏مانده که از سوى بنیاد نهج ‏البلاغه در دست تحقیق و انتشار است . اما از جلد دوم و چهارم تا کنون نسخه ‏اى شناسایى نشده است. (33)

پى ‏نوشت‏ها :

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۱۰
Nahj Alavi

نگاهى به شرحهاى نهج البلاغه (2)

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۴۴ ق.ظ

نوشته: دکتر مصطفی بروجردی

شرح الهى اردبیلى «منهج ‏الفصاحة‏»

شرح ملا فتح‏الله کاشانى «تنبیه الغافلین‏»

منهاج‏الولایة فى شرح نهج‏البلاغة

شرح روغنى قزوینى

بهجة‏الحدائق و حدائق ‏الحقائق

شرح نواب لاهیجى

شرح دنبلى خویى «الدرة النجفیة فى شرح نهج‏ البلاغه الحیدریة‏»

منهاج ‏البراعة فى شرح نهج ‏البلاغة

بهج ‏الصباغة فى شرح نهج‏البلاغة

شرح شیخ‏ محمد عبده مصرى

ترجمه و تفسیر نهج‏ البلاغه محمد تقی جعفری

 در قسمت قبل این مطلب در مورد اهمیت نهج البلاغه و توجه ای  که توسط علما به این منبع شریف شده است سخن گفتیم و برخی از شرحهایی که بر نهج البلاغه زده شده است را معرفی نمودیم. در این قمست از مطلب به معرفی تعدادی دیگر از این شروح می پردازیم. 

شرح الهى اردبیلى «منهج ‏الفصاحة‏»

تالیف: کمال‏الدین حسین‏ بن شرف‏الدین عبدالحق اردبیلى متخلص به الهى (م 950 ه . ق) (1)

الهى چهار اثر درباره نهج ‏البلاغه تالیف نموده که عبارتند از:

1- شرح کبیر نهج‏ البلاغه که آن‏ را "منهج ‏الفصاحه فى شرح نهج‏ البلاغه" نامیده و به شاه ‏اسماعیل صفوى تقدیم نموده است. تا کنون نسخه‏اى از این شرح شناسایى نشده است. و آن‏ چه در فهارس به‏ نام منهج‏ الفصاحه الهى اردبیلى، معرفى شده تلخیص این کتاب بوده نه اصل آن .

2- نهج ‏الفصاحه یا منتخب منهج ‏الفصاحة، الهى اردبیلى بعد از نگارش شرح کبیر خود بر نهج‏ البلاغه، چون همت مردمان را از مطالعه آن به سبب تفصیلش قاصر دید، آن‏ را به ‏نام شاه طهماسب صفوى تلخیص و "نهج‏الفصاحه" نامید. از این شرح نسخه‏هاى متعددى در دست است و در فهارس با نام "منهج‏ الفصاحه" معرفى شده است. این شرح به پارسى است و تا کنون به چاپ نرسیده است.

3- ترجمه نهج‏البلاغه، ترجمه روانى است از نهج‏البلاغه و گویا اولین ترجمه فارسى نهج‏البلاغه است . این ترجمه به ‏صورت چاپ سنگى به چاپ رسیده است.

4- شرح و ترجمه کنایات و استعارات منهج‏الفصاحه، الهى اردبیلى این رساله را به درخواست ‏سید جلال‏الدین احمد مشهور به صفار مشهدى طوسى، نگاشته و در آن استعارات و تمثیلات به‏ کار رفته در شرح کبیرش "منهج‏الفصاحه" را تفسیر نموده است. نسخه‏اى از بخش آغازین این کتاب در کتابخانه مجلس شوراى اسلامى نگهدارى مى‏شود. (2)

شرح ملا فتح‏الله کاشانى «تنبیه الغافلین‏»

تالیف: ملا فتح‏الله ‏بن شکرالله شریف کاشانى (م 988 ه . ق) ترجمه و شرح پارسى است از نهج‏البلاغه، این شرح به ‏صورت مزجى صورت گرفته و اغلب جنبه ادبى و لغوى دارد.

از این شرح نسخ متعددى در دست است و اخیرا دوبار به ‏صورت زیبا (بار اول در سه جلد و بار دوم در دو جلد) منتشر شده است. این شرح شباهت زیادى با ترجمه الهى اردبیلى دارد و در موارد متعددى کلمات و الفاظ عین هم هستند .

منهاج‏الولایة فى شرح نهج‏البلاغة

این شرح اثر جمال ‏السالکین عبدالباقى صوفى تبریزى (م 1039 ه . ق) و ملقب به دانشمند است. منهاج‏ الولایة شرحى موضوعى بر نهج‏البلاغه است. دانشمند، خطبه‏هاى نهج‏البلاغه را در دوازده باب تقسیم ‏بندى کرده است:

باب اول: ستایش خداوند، توحید ذاتى، اسمائى و افعالى او، بیان شگفتیهاى آفرینش.

باب دوم: ستایش پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم و آل او، و مناقب آنچه که او آورده است: قرآن کریم و اسلام.

باب سوم: بیان شرافت دانش، هدایت، و اوصاف عالمان.

باب چهارم: تقوى، صفات متقین و شعار اولیاء و صالحان.

باب پنجم: حکمتهاى ظریف، مثالهاى لطیف و آداب.

باب ششم: وصایا، نصیحتها و مواعظ.

باب هفتم: دورى از دنیاى گذرا و روى آوردن به آخرت جاودان.

باب هشتم: مذمت کبر و فخر و حسد و توبیخ متکبران.

باب نهم: مذمت ظلم و ظالمان و هرکس که با هدایت و دین به مخالفت ‏برمى‏خیزد.

باب دهم: قوانین عدالت و حکم و سیاست مُدن.

باب یازدهم: معاد، احوال مرگ و قبر و احوال حشر و قیامت و ورود به بهشت و دوزخ.

باب دوازدهم: دعا .

در هریک از این بابها، تعدادى خطبه مورد شرح قرار گرفته‏اند. با این‏ همه تعدادى از خطبه‏هاى باب نهم و تمامى خطبه‏هاى باب‏هاى دهم و دوازدهم بدون شرح باقى‏ مانده که ظاهرا مؤلف موفق به شرح آنها نشده است. نکته دیگر اینکه در این شرح تکیه اصلى بر شرح خطبه‏ها بوده و به نامه‏ها و حکمتهاى قصار کمتر توجه شده است.

روش مؤلف بدین قرار است که در هریک از ابواب  فوق‏الذکر چند خطبه که مناسب با عنوان بوده برگزیده و پس از بیان عبارتى کوتاه از هریک از خطبه‏ها - و گاه چند عبارت - به شرح آن خطبه پرداخته است.

این شرح، در همه موارد، یکسان نیست. در برخى خطبه‏ها با تفصیل بیشتر و برخى دیگر بسیار فشرده و مختصر و حتى در پاره‏اى موارد تنها ترجمه عبارات نهج‏ البلاغه است.

همچنین در ابواب گوناگون تعداد خطبه‏ها از یکسانى برخوردار نیست. براى نمونه در باب نخست هفت‏ خطبه مورد شرح قرار گرفته‏اند که مفصل‏ ترین ابواب کتاب را تشکیل مى‏دهند. در باب دوم بیست‏ خطبه، در باب سوم چهار خطبه و در باب چهارم تنها یک خطبه شرح شده است.

شرح عبدالباقى شرحى ترکیبى است: عرفان، ادب، اخبار و روایات، حکمت و کلام و اخلاق به وفور در این شرح دیده مى‏شوند. او برحسب مورد از اقوال بزرگان اهل معرفت - نظیر ابن‏عربى، صدرالدین قونوى، روزبهان بقلى شیرازى، قشیرى، خواجه نصیرالدین طوسى، مولوى، عطار، شبسترى و ابن ‏فارض - براى فهم  و درک کلام بلند امام علیه السلام بهره مى‏جوید.

در یک کلام، از شرح عبدالباقى به شدت بوى عرفان شیعى استشمام مى‏شود. انتخاب دوازده باب و شروع از توحید و ختم آن به معاد و دعا، نشان از گرایشات شدید سلوکى شیعى دارد.

این شرح که تا روزگار ما در کتابخانه‏هاى مختلف بصورت خطى باقى‏ مانده بود، با همت جناب آقاى حبیب‏ الله عظیمى و به کوشش دفتر نشر میراث مکتوب در دو جلد عرضه شده و در اختیار طالبان فهم کلام مولى علیه السلام قرار گرفته است.

شرح روغنى قزوینى

تالیف: مولى محمد صالح ‏بن محمد باقر روغنى قزوینى از دانشمندان سده یازدهم هجرى؛ شرح مزجى است ‏بر نهج‏ البلاغه که به جهت مزجى بودن آن گاهى از آن با نام ترجمه نهج ‏البلاغه نیز یاد مى‏شود. این شرح به ‏صورت سربى در سال 1321 ه . ق به اهتمام میرزاعلى ادیب خلوت فرزند میرزا اسماعیل عماد لشکر آشتیانى به چاپ رسید و در آن چاپ این کتاب اشتباها به مولى صالح‏ بن محمد برغانى قزوینى (م 1283 ه . ق) نسبت داده شده است. (3)

بهجة‏الحدائق و حدائق ‏الحقائق

این دو شرح از آثار سید علاءالدین محمد گلستانه اصفهانى (م 1110 ه . ق) است.  بهجة‏الحدائق، شرحى مختصر - اما کامل - بر نهج‏ البلاغه بوده و در بردارنده  توضیحاتى پیرامون عبارات دشوار نهج‏البلاغه است. (4)

حدائق ‏الحقائق فى شرح کلمات کلام ‏الله الناطق: شرحى مفصل - اما نا تمام - بوده که تنها تا خطبه 13 نهج ‏البلاغه را شرح داده، (5) از این شرح سه مجلد باقى ‏مانده و سرنوشت‏ باقى مجلدات نامعلوم است. اساس این شرح تفصیلى بر اخبار و روایات بوده، هرچند شارح از ذکر نکات ادبى و سخنان بزرگان ادب هم غفلت نورزیده است. مهمترین ویژگى این شرح، تحقیقى مفصل پیرامون موضوع امامت است که در طى آن به تمامى شبهات مخالفان پاسخ داده شده است.

گلستانه شرح سومى نیز بر نهج‏ البلاغه نگاشته که آن شرح مفصل خطبه همام است. او تمامى این شرح را در فصل بیست ‏ونهم کتابش «روضة‏العرفاء فى شرح‏ الاسماءالحسنى‏» درج نموده است. (6)

هیچکدام از شروح گلستانه به چاپ نرسیده و نسخ متعددى از آنها در دست است.

شرح نواب لاهیجى

تالیف: ملا محمد باقربن محمد نواب لاهیجى اصفهانى از دانشمندان سده سیزدهم هجرى؛ شرح و ترجمه مفصلى است از نهج‏البلاغه که مؤلف جلد اول آن ‏را در سال 1225 و جلد دوم را در سال 1226 به پایان رسانیده است. این شرح را مؤلف به‏ نام فتحعلى ‏شاه قاجار تالیف نموده است.

نسخ متعددى از این شرح در دست است و بار اول در سال 1317 ه . ق در تهران به چاپ رسیده و در سال 1379 ه . ش از سوى دفتر نشر میراث مکتوب در تهران در سه جلد به شکل زیبا و تحقیقى، مجددا به چاپ رسیده است.

شرح دنبلى خویى «الدرة النجفیة فى شرح نهج‏ البلاغه الحیدریة‏»

تالیف: آیةالله شهید میرزا ابراهیم ‏بن حسین دنبلى خویى (شهادت 1324 ه . ق) (7) . مؤلف شرحش را در دو جلد تالیف نموده و جلد اول آن ‏را در سال 1273 در دهه دوم صفر و جلد دوم آن ‏را در جمادى‏الاول 1291 به پایان رسانیده است . شرح وى گزیده‏اى از شرح ابن‏ میثم بحرانى است. و نسخ متعددى از آن در دست است که جلد اول نسخه اصل مؤلف در مدرسه نمازى خویى (8) و جلد دوم در کتابخانه آیة‏الله مرعشى (9) نگهدارى مى‏شود. این شرح در زمان حیات مؤلف در تبریز به صورت سنگى به چاپ رسیده است. و اخیرا از طرف اداره اوقاف چاپ مجدد و تحقیقى آن در دست انجام است.

منهاج ‏البراعة فى شرح نهج ‏البلاغة

در میان شرحهایى که در قرن سیزدهم هجرى بر نهج‏ البلاغه نگاشته شده منهاج‏ البراعة اثر ارزنده علامه محقق مرحوم حاج ‏میرزا حبیب‏الله هاشمى خویى، از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. این کتاب که یکى از گسترده ‏ترین شرحهاى نهج‏ البلاغه بشمار مى‏رود، شرحى از آغاز نهج‏ البلاغه تا پایان خطبه دویست و بیست و هشتم بوده و در چهارده مجلد انتشار یافته است. علامه محقق معاصر استاد حسن حسن ‏زاده آملى با نگارش تکلمه‏اى در پنج مجلد و مرحوم استاد محقق محمد باقر کمره‏اى نیز با نگارش دو مجلد دیگر به همان سبک و سیاق این شرح نا تمام را به اتمام رسانده‏اند. در نتیجه دوره کامل شرح داراى بیست و یک جلد بوده که محصول تلاش این سه عالم فرزانه است. لازم به‏ یادآورى است که نا تمام ماندن شرح  نهج ‏البلاغه مرحوم خویى به ‏علت وفات ایشان در سال 1324 ه . ق بوده است.

بهج ‏الصباغة فى شرح نهج‏البلاغة

در میان شرحهاى نهج ‏البلاغه، بهج ‏الصباغة فى شرح نهج‏ البلاغة اثر علامه معاصر مرحوم شیخ‏ محمد تقى تسترى (شوشترى) (م 1374 ه . ش) یک اثر ممتاز و به لحاظ روش قطعا بى‏نظیر است. این عالم فرزانه که در فقه، رجال و تراجم و حدیث صاحب‏ نظر و داراى دهها جلد اثر تحقیقى در این سه حوزه معرفتى شیعى بوده و تا سنین کهولت، پرکار و پرتلاش به تتبع و پژوهش اشتغال داشت، با نگارش این شرح که در چهارده مجلد نسبتا قطور انتشار یافته، به حق نقطه عطفى در شرح‏ نویسى بر نهج ‏البلاغه ایجاد کرد.

او در آغاز کتاب خود ضمن ستایش نهج‏ البلاغه و کلام امیرالمؤمنین علیه السلام، به نقد و ارزیابى عالمانه نهج‏البلاغه پرداخته و برخى از تحریفهایى را که توسط  سید رضى در سخنان آن حضرت صورت گرفته، خاطر نشان مى‏سازد. همچنین اشتباهات سید رضى را در انتساب سخنانى به آن حضرت که براساس شواهد، مربوط به امیرالمؤمنین نیست، یادآور مى‏شود. نیز برخى از موقعیتهاى خطابه‏ها و کلمات آن حضرت را که سید اشتباها ذکر کرده برمى‏شمرد. بى‏تردید، چنین رویکردى به نهج ‏البلاغه و سید رضى پیش از علامه تسترى در میان شارحان نهج‏البلاغه دیده نمى‏شود.

وى در همین مقدمه و پس از ذکر مطالب فوق به اهم شرحهاى نهج‏ البلاغه پرداخته و از آن میان سه شرح ابن ابى‏الحدید، ابن ‏میثم و خویى را به ترتیب بهترین شرحها مى‏داند. با این ‏همه، از دیدگاه علامه تسترى، این شرحها ضمن داشتن نقاط  قوت، خالى از ضعف نبوده و بر این اساس یک‏ یک این شرحها مورد نقد اجمالى قرار مى‏گیرند.

بدین ‏ترتیب، وى تصمیم مى‏گیرد تا شرحى جامع بر نهج ‏البلاغه بنویسد که فاقد کاستى‏ها و کژى‏هاى شرحهاى دیگر باشد. اما برخلاف سنت رایج در شرح ‏نویسى، که براساس ترتیب خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار شرح صورت مى‏گیرد، وى بر آن مى‏شود تا طرحى نو در انداخته و با چشم‏ پوشى از سنت ترتیب لفظى، براساس "ترتیب معنوى" شرح خود را سامان دهد. بدین ‏سان این شرح نخستین شرح موضوعى مفصل بر نهج‏ البلاغه است که در شصت فصل طراحى و تدوین شده است. این موضوعات عبارتند از:

توحید، آفرینش جهان، آفرینش فرشتگان، خلقت انسان (حضرت آدم علیه‏السلام)، نبوت عامه و خاصه، امامت عامه و خاصه، ملاحم و مغیبات، دانش امیرالمؤمنین علیه السلام و دیگر سجایاى اخلاقى آن حضرت، تفسیر آن حضرت از آیات قرآن کریم، قضاوتها، پاسخهاى مثل ‏گونه امیرالمؤمنین علیه السلام، زهد و بى‏اعتنایى امام به‏ دنیا، التزام على علیه السلام به حق و عدالت، دعاها، شگفتیهاى جهان آفرینش، دانشهاى ستوده و ناپسند، رهنمودهاى آن حضرت به خلیفه دوم، دوستى و دشمنى او، شجاعت و شهامت وى، دوستان و دشمنان امام، سرزنشهاى او نسبت ‏به کارگزاران خود، پیمان و تقیه آن حضرت، گله‏ها و شکایتهاى ایشان، کاستى‏هاى مردمان و اختلاف آنان، قضا و قدر، سخنان جامع آن حضرت در مسائل دین و دنیا، آنچه به عمر و عثمان مربوط مى‏شود، موضوع بیعت آن حضرت، داستان جمل، داستان صفین، حادثه نهروان، غارتها، مقتل آن حضرت و وصیت‏هاى ایشان، مرگ، نکوهش دنیا، قیامت و بهشت و دوزخ، آنچه یک بنده نسبت ‏به پروردگار خود باید انجام دهد. اسلام و ایمان و تقوى و کفر و نفاق، قرآن کریم، عبادات و معاملات و خیر و شر، فضایل و مکارم اخلاقى، صفات نکوهیده و پسندیده، آداب معاشرت، دوستان، شاد باش و تسلیت، آداب جنگ، نکوهش شامیان و ستایش کوفه، انصار و گروههاى قریش، استسقاء و قربانى، اقبال و ادبار، فتنه‏ها و بدعتها، عقل، قلب و دل، حقایق، فقر، زنان، شیطان و بالاخره موضوعات پراکنده .

هریک از این موضوعات شصت‏ گانه داراى زیر موضوعات متعدد بوده که شمارش بیان آنها در این گفتار کوتاه نمى‏گنجد.

از ویژگى‏هاى برجسته این کتاب، معرفى نسخه‏هاى گوناگون نهج ‏البلاغه و اشاره به اشتباهات، تصحیفها و تنظیمهاى مختلف این نسخه‏ها و بالاخره داورى درباره میزان اعتبار این نسخه‏ها است.

مؤلف همچنین اشاره مى‏کند در برخى از شرحها، قسمتى از شرح به ‏عنوان متن یا بالعکس قلمداد شده است.

مؤلف در مقدمه یادآور شده که امانت در نقل را رعایت ‏خواهد کرد و هر مطلبى که مربوط به دیگران باشد، به خود نسبت نخواهد داد چرا که این کار را نوعى "سرقت" مى‏داند. و نتیجه مى‏گیرد که اگر مطلبى به کسى نسبت داده نشده باشد، از خود او است.

روش علامه تسترى در شرح بدین ‏گونه است که در هر فصل و در پى هر عنوان که بخشى از خطبه یا کلام آن حضرت را نقل مى‏کند، نخست‏ به اختلاف روایت لغات و جملات در شرح‏ها پرداخته، سپس صورت صحیح آن لغت‏ یا جمله را با استناد به آیات و روایت صحیح، بطور مستند شرح مى‏دهد.

شرح شیخ‏ محمد عبده مصرى

در میان علماى معاصر اهل سنت، شیخ‏ محمد عبده مصرى مفتى اسبق مصر و از شاگردان سید جمال‏الدین اسدآبادى، در پى آشنایى با نهج‏ البلاغه توسط سید، و به ترغیب او، با تامل در مضامین و معارف آن، کوشید تا این کتاب را به جامعه مصر معرفى کند. او در مقدمه خود بر نهج ‏البلاغه مى‏نویسد اصلا این کتاب را نمى‏شناخته و نسبت‏ به آن آگاهى نداشته است، اما هنگامى ‏که از وطن دور بوده بر اثر برخوردى، با این کتاب آشنا شده، آن‏ را مطالعه کرده و سخت در شگفتى فرو رفته است و احساس مى‏کند که به گوهرى گرانبها دست ‏یافته است. بر این اساس تصمیم مى‏گیرد تا با انتشار نهج‏ البلاغه آن‏ را به توده مردم عرب معرفى کند.

شرح شیخ ‏محمد عبده، بیشتر حاوى الفاظ مشکل و واژگان غریب نهج ‏البلاغه است. با این ‏همه، این شرح در جهان عرب از شهرت بسزایى برخوردار بوده و بارها در مصر، لبنان و ایران تجدید چاپ شده است.

ترجمه و تفسیر نهج‏ البلاغه محمد تقی جعفری

در میان شرحهاى متعددى که در عصر حاضر بر نهج‏ البلاغه نگاشته شده، یکى از مهمترین شروح، ترجمه و تفسیر نهج‏البلاغه اثر استاد علامه مرحوم شیخ‏ محمد تقى جعفرى (م 1377 ه . ش) است.

این دانشمند فرزانه که عمرى را به بررسى آراء و اندیشه‏هاى متفکران و فیلسوفان و عارفان شرق و غرب گذرانده و دهها اثر ارزشمند را پدید آورده بود، در دو دهه اخیر عمر پربار خویش، تمامى وجهه همت ‏خود را مصروف ترجمه و شرح نهج‏البلاغه کرده بود و حاصل این کار بسیار ارزنده - اما متاسفانه نا تمام - تا کنون در 27 جلد عرضه شده است.

استاد جعفرى به‏ علت نوع  بینش عمیق و همه‏ جانبه‏اى که داشت کوشید در این تفسیر، ابعاد مختلف فلسفى، کلامى، عرفانى، فقهى، حقوقى، جامعه‏ شناختى، فلسفه سیاسى، فلسفه حقوقى، و روانشناختى کلام مولى امیرالمؤمنین را دریابد. توجه به همین ابعاد است که شرح استاد را از سایر شروح گذشته و معاصر، متمایز مى‏گرداند. اهم ویژگى‏هاى شرح و ترجمه استاد به قرار ذیلند:

1- بى‏ شک در میان شرحهاى متعددى که بر نهج‏ البلاغه به زبانهاى گوناگون نگاشته شده، شرح استاد، از لحاظ کمیت، گسترده ‏ترین است. و اگر این کار ارزشمند با همین روش به پایان مى‏رسید به حدود 40 جلد بالغ مى‏شد.

2- ویژگى دیگر این ‏که این شرح به زبان پارسى رسا و روان عرضه شده و براى خوانندگان فارسى ‏زبان داراى جذابیت قلمى خاصى است.

3- ترجمه متن نهج‏البلاغه - با توجه به احاطه گسترده استاد جعفرى بر دو زبان عربى و فارسى - بسیار خوب، دقیق و روان است. این ترجمه هرچند تحت‏اللفظى نیست، اما با تقید به متن، به سهولت مراد و مقصود صاحب کلام را بیان کرده و با استفاده از کلمات توضیحى، تعقیدات متن را برطرف کرده است.

4- استاد در مواجهه با متن نهج‏ البلاغه مى‏کوشد تا با درنظر گرفتن شرایط زمانى، مکانى، قرینه‏هاى لفظى و غیرلفظى، درک مخاطبان مستقیم کلام مولى علیه السلام و موقعیت تاریخى آنان، و معنایى که از کلام آن حضرت در ذهن آنان نقش مى‏بندد، نزدیکترین تفسیر و شرح را در اختیار خواننده قرار دهد.

5- توجه به سند سخنان امام علیه السلام و اثبات موثق بودن آنچه در نهج‏البلاغه گردآورى شده، از دیگر امتیازات این شرح است. استاد با پیگیرى اسناد مى‏کوشد تا خواننده را مطمئن سازد که بدون تردید آنچه را که در نهج‏البلاغه گرد آمده، از آن امام علیه السلام بداند.

6- عبور از ظواهر الفاظ و بسنده نکردن به شرح زیباییهاى لفظى و ادبى نهج‏البلاغه و تلاش براى دریافت عمق اقیانوس کلام مولى علیه السلام نیز از دیگر ویژگى‏هاى این اثر تاریخى است. شرح استاد در بردارنده موشکافى‏ها و غواصى‏هاى ویژه‏اى است که در سایر شروح نمى‏تواند آنها را یافت.

7- استاد بر آن است که در فهم کلام امیرالمؤمنین علیه السلام نمى‏توان از قرآن کریم و کلمات و روایات نبوى صلى الله علیه و آله وسلم چشم پوشید. لذا در جاى جاى این شرح، استناد به قرآن کریم و روایات به چشم مى‏خورد که منبعى ارزشمند براى شناخت نهج‏البلاغه است.

8- از ویژگى‏هاى برجسته این شرح، اختصاص یک جلد کامل (جلد اول) با بیش از سیصد صفحه، به شناخت امیرالمؤمنین علیه السلام از ابعاد مختلف است. این جلد که به‏ عنوان مقدمه شرح نهج‏البلاغه مى‏باشد، به موضوع "رسالت انسانى و شخصیت على علیه السلام" مى‏پردازد و مى‏کوشد تا زوایاى ناشناخته یا کم ‏شناخته شخصیتى آن حضرت را در قالب جملات و کلماتى دلنشین و با استفاده از آراء اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان و نیز در پرتو قرآن کریم و روایات نبوى و همچنین سخنان خود آن حضرت را بررسى نماید.

در حقیقت اگر سایر مجلدات، کوششى است گسترده در جهت فهم "کلام" مولى علیه السلام، این جلد تلاشى است ‏شایسته در جهت ‏شناسایى خود آن حضرت . والحق باید گفت استاد با نگاهى روان‏ شناسانه توفیقات زیادى در این عرصه داشته است. استاد جعفرى از میان نامه‏هاى امام على علیه السلام نیز به شرح و تفسیر عهد نامه مالک اشتر پرداخته که به ‏صورت مستقل و با عنوان «حکمت اصول سیاسى اسلام‏» چاپ شده است.

این بود توضیحات مختصرى درباره حدود بیست ‏شرح مشهور و معروف نهج‏البلاغه، اما درباره دیگر شروح نهج‏البلاغه به مصادر زیر مراجعه شود:

1- خاتمه مستدرک‏ الوسایل، محدث شهیر میرزا حسین نورى، ص 513 که تعداد 26 شرح را نام برده است.

2- اعیان‏الشیعه، سید محسن امینى‏عاملى، ج 8 ص 245 که 31 شرح را یاد کرده است.

3- کتاب «ماهو نهج‏البلاغه‏» سید هبة‏الدین شهرستانى (متوفاى 1386 ه . ق) که 45 شرح را یاد کرده است.

4- فهرست کتابخانه عمومى معارف، تالیف عبدالعزیز جواهرالکلام که 51 شرح را ذکر نموده است.

5- فهرست کتابخانه مدرسه عالى سپهسالار، شیخ ‏ضیاءالدین ابن ‏یوسف حدائقى شیرازى، ج 2، ص 124- 139 که 66 شرح را یاد کرده است.

6- الغدیر، علامه امینى در جلد چهارم در شرح‏ حال سید رضى، 89 شرح را یاد کرده است.

7- مقدمه کتاب "شرح نهج‏البلاغه لشارح من ‏القرن ‏الثامن" از شیخ عزیزالله عطاردى که 83 شرح را ذکر نموده است .

8- مصادر نهج‏البلاغه، سید عبدالزهراء خطیب که 101 شرح را یاد کرده است.

9- الذریعه الى تصانیف ‏الشیعه، شیخ ‏آقا بزرگ تهرانى، ج 14 ص 111- 161 که 148 شرح را یاد کرده است.

10- شروح  نهج‏البلاغه، شیخ ‏حسین جمعه که 210 شرح را یاد نموده است.

اما درباره کتابهاى مربوط به نهج ‏البلاغه اعم از شرح تمام کتاب یا ترجمه آن یا شرح برخى خطب آن به موارد زیر مراجعه شود:

1- کتابنامه نهج‏البلاغه، تالیف رضا استادى که در آن 370 کتاب مربوط به نهج‏البلاغه ذکر شده است .

2- کتاب ‏شناسى نهج‏ البلاغه، مقاله‏اى از آقاى محمد مهدى علیقلى (10) که در آن درباره نهج‏البلاغه به تفکیک موضوع مصادر و کتابهاى مربوطه ذکر گردیده بدین ‏ترتیب:

شروح (123 شرح)، ترجمه‏هاى فارسى (65 ترجمه)، ترجمه به زبانهاى انگلیسى (9 ترجمه)، به زبان اردو (13 ترجمه)، دیگر زبانها (16 ترجمه)، برگزیده‏هاى نهج‏البلاغه (56 کتاب) برگزیده به زبانهاى مختلف دنیا (10 کتاب)، شروح تک ‏نگارى براى خطبه‏ها و نامه‏ها و کلمات قصار (248 کتاب)، و درباره موضوعات دیگر مربوط به نهج‏ البلاغه حدود 242 اثر را معرفى نموده است .

پی نوشت ها:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۴۴
Nahj Alavi

شرح و تفسیر حکمت 2 نهج البلاغه

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۳۵ ق.ظ

شرح-نهج-البلاغه

شرح و تفسیر حکمت 2 نهج البلاغه

أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ.

امام (علیه السلام) فرمود:
هر کس طمع را پیشه کند خود را حقیر کرده و کسى که ناراحتى‏ هایش را (نزد این و آن بدون هیچ فایده) فاش کند به ذلت خویش راضى شده و آن‏کس که زبانش را بر خود امیر کند شخصیتش حقیر خواهد شد.

شرح و تفسیر
از این کارها بپرهیز:
امام(علیه السلام) در این کلام نورانى اش به پیامدها و آثار سوء سه رذیله اخلاقى در عباراتى کوتاه و فشرده اشاره فرموده است.
نخست مى فرماید: «هر کس طمع را پیشه کند خود را حقیر ساخته است». (أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ).
واژه «طمع» به معناى بیش از حق خود طالب بودن و گرفتن مواهب زندگى از دست دیگران است و تعبیر به «استشعر» که به معناى پوشیدن لباس زیرین است اشاره به این است که طمع را به خود چسبانده و از آن جدا نمى شود; بدیهى است که افراد طماع براى رسیدن به مقصود خود باید تن به هر ذلتى بدهند و دست سؤال به سوى هرکس دراز کنند و شخصیت خود را براى نیل به اهداف طمعکارانه خود بشکنند.
در سخنان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ إِلَى طَبَع; در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره خطر این صفت مذموم مخصوصاً براى علما وارد شده است که فرمود: «إن الصّفاة الزّلال الذی لا تَثْبُتُ عَلَیْهِ أقْدامُ و عجیب این که هنگامى که طمع فزونى یابد کارهایى از انسان سر مى زند که کاملاً احمقانه است; شبیه آنچه درباره طماع معروف عرب به نام «اشعب» نقل شده که بسیارى از اوقات هنگامى که راه مى رفت دامن خود را به دست
مى گرفت و آن را در برابر آسمان باز نگه مى داشت و مى گفت: شنیده ام بعضى از پرندگان در حال پرواز تخم مى گذارند شاید تخم آن پرنده در دامن من بیفتد. و یا نقل مى کنند هنگامى که گروهى از کودکان او را در کوچه و بازار آزار مى دادند براى پراکنده ساختن آنها گفت: شنیده ام در فلان خانه حلوا پخش مى کنند بچه ها به سوى آن خانه دویدند ناگهان دیدند خود اشعب نیز به سوى آن خانه مى دود گفتند: تو چرا؟ گفت: شاید حرف من درست باشد.
این داستان ها خواه واقعیت داشته باشد یا نه اشاره به کارهاى ننگ آورى است که انسان به جهت طمع انجام مى دهد.
نقطه مقابل طمع قناعت است که سبب عزت آدمى مى شود همان گونه که امیرمؤمنان فرمود: «عَزَّ مَنْ قَنَعَ; آن کس که قناعت پیشه کند عزیز خواهد بود».(1)
و به گفته شاعر:
آز بگذار و پادشاهى کن *** گردن بى طمع بلند بود!
در دومین نکته مى فرماید: «کسى که سفره دل خویش را (نزد این و آن بدون هیچ فایده) باز کند (و مشکلات خود را فاش سازد) رضایت به ذلت خود داده است»; (وَرَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ).
روشن است هرگاه انسان نزد طبیب درد خود را بگوید و از وى راه درمان بطلبد یا پیش قاضى ظلمى را که بر او رفته بیان سازد و از او احقاق حق بخواهد یا نزد دوستش از گرفتارى خود براى گرفتن وام سخن بگوید کار خلافى نکرده و به دنبال مشکل گشایى بوده; اما طرح مشکلات نزد کسانى که هیچ گونه توانایى بر حل آن ندارند اثرى جز ذلت و سرافکندگى انسان نخواهد داشت. در این گونه موارد باید خویشتن دار بود و لب به شکایت نگشود.
آن گاه امام(علیه السلام) در جمله سوم مى فرماید: «کسى که زبانش را بر خود امیر سازد شخصیت او تحقیر مى شود»; (وَهَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ).
منظور از امیر شدن زبان آن است که از تحت کنترل عقل و فکر خارج شود و هرچه بر زبانش آمد بگوید. بدیهى است سخنانى که از فکر و عقل و تقوا سرچشمه نمى گیرد در بسیارى از موارد خطرهایى ایجاد مى کند که انسان قادر بر جبران آن نیست و گاه اسباب رنجش افراد آبرومند و سبب ایجاد اختلاف در میان مردم و کینه و دشمنى نسبت به گوینده و دیگران مى شود و چه زیبا مى گوید شاعر عرب:
اِحْفَظْ لِسانَکَ اَیُّهَا الاْنْسانُ *** لا یَلْدَغَنَّکَ إنَّهُ ثُعْبانٌ
کَمْ فِى الْمَقابِرِ مِنْ قَتیلِ لِسانِهِ *** کانَتْ تُهابُ لِقاءُهُ الاْقْرانُ
اى انسان زبان خود را حفظ کن ـ مراقب باش تو را نگزد که اژدهایى است.
چه بسیارند کسانى که در گورستان ها خفته اند و کشته زبان خویشند ـ همان کسانى که همطرازان آنها از ملاقات با آنها وحشت داشتند.
در حدیث دیگرى در سلسله همین کلمات قصار مى خوانیم: «مَنْ کَثُرَ کَلاَمُهُ کَثُرَ خَطَؤُهُ; کسى که زیاد سخن گوید اشتباهات زیادى خواهد کرد».(2) و این خطاى بسیار باعت تحقیر و بى ارزش شدن او در نظرها مى شود. کوتاه سخن این که انسان عاقل باید زبانش را در اختیار عقلش قرار دهد نه این که عقلش را در اختیار زبان که اولى مایه سعادت است و دومى اسباب حقارت.
شایان توجه است صفات سه گانه نکوهیده اى را که امام در این بیان کوتاه ذکر کرده (طمع، فاش کردن ناراحتى ها نزد هرکس و امیر ساختن زبان بر خود) هرسه در این جهت مشترکند که سبب ذلت و خوارى مى شوند و این هماهنگى در اثر سبب شده است که امام(علیه السلام)هر سه را کنار هم قرار دهد.

مبلغان سایبری چهارده خورشید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۳۵
Nahj Alavi

خطبه 200 نهج البلاغه- زیرکی یا حیله گری

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۲۴ ب.ظ

http://www.hamseda.ir/files/fa/news/1387/8/21/4588_519.jpg

و من کلام له (علیه السلام) فی معاویة:
وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِیَةُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ، وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَةُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ وَ لَکِنْ کُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ وَ کُلُّ فُجَرَةٍ کُفَرَةٌ وَ لِکُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ یُعْرَفُ بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ وَ اللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِیدَةِ وَ لَا أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِیدَة.

(این سخنرانى پس از جنگ صفّین در شهر کوفه در سال 38 هجرى ایراد شد).


سیاست دروغین معاویه:
سوگند به خدا، معاویه از من سیاستمدارتر نیست، امّا معاویه حیله گر و جنایت کار است، اگر نیرنگ ناپسند نبود من زیرک ترین افراد بودم، ولى هر نیرنگى گناه، و هر گناهى نوعى کفر و انکار است، روز رستاخیز در دست هر حیله گرى پرچمى است که با آن شناخته مى شود. به خدا سوگند، من با فریب کارى غافلگیر نمى شوم، و با سخت گیرى ناتوان نخواهم شد.

ترجمه : محمد دشتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۲۴
Nahj Alavi

فراخوان هفدهمین کنگره بین المللی نهج البلاغه

شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۰۸ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

کلام تو ای باب «مدینه العلم» و ای استاد کرسی « سلونی» چه غلغله یی در عالم بپا کرد! نسیم حقائق از دریای بی انتهای سخنت، بر جان ها می وزد   و  دُرهای ناسفتۀ  اخلاق و سیاست ...در اعماق مفاهیم بلند پیامت مستور است.

بنیاد بین المللی نهج البلاغه با همکاری سایر نهادهای علمی و اجرایی کشور هفدهمین کنگره بین المللی نهج البلاغه را با موضوع:

عهدنامه امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام به مالک اشتر با تبیین محورهای: سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و مدیریتی آن برگزار می کند.

 

اهداف کنگره:

با توجه به اهمیت نهج البلاغه و به خصوص عهد نامه مالک اشتر به عنوان مرامنامه حکومت داری در ابعاد مختلف آن، اهداف ذیل در این کنگره دنبال می شود:

۱- تبیین نقش عهدنامه در توانمند سازی مدیریت اسلامی برای حل مشکلات اجتماعی در سطح های مختلف (کلان،میانه و خرد).

۲- بیان راهکارهای اجرایی مدیریت جوامع اسلامی.

۳- وارد کردن سیاست گذاری های عهدنامه در بستر سیاسی و اجرایی جوامع اسلامی.

۴- استخراج راه کارهای عملی در مدیریت های مختلف سیاسی، فرهنگی،اجتماعی و...

 

محور های پیشنهادی برای تدوین مقاله:

محققان و پژوهشگران محترم مقالات خود را در محورهای ذیل با تأکید بر عهدنامه مالک اشتر به نشانی دبیرخانه کنگره ارسال نمایند:

الف:سیاست و حکومت

۱-تبیین مبانی، اهداف و آثار تشکیل حکومت اسلامی.

۲- بررسی راه کارهای کنترل و نظارت بر عملکرد کارگزاران.

۳- عوامل ایجاد و تداوم اعتماد متقابل بین مردم و حکومت.

۴- عدالت اجتماعی.

۵- بررسی عوامل تقویت جایگاه حکومت ها.

۶- بررسی عوامل موثر در انحطاط حکومت ها و راه کارهای برون رفت از آن.

۷- سیاست ها وشیوه های تعامل حکومت با مردم.

۸- معیارها و شاخصه های گزینش وزراء،کارگزاران، مشاوران و مدیران.

۹- بررسی جایگاه و اهمیت حکومت در ایجاد انتظام اجتماعی.

۱۰- بررسی جایگاه و اهمیت رهبری و پیروی از آن.

ب:  فرهنگی

۱-جایگاه فرهنگ،ارزشها و هنجارهای اجتماعی در نگاه حضرت و راهکارهای نهادینه سازی آن در میان کارگزاران و مردم.

۲- حکومت و شاخصه های توسعه فرهنگی (فرهنگ سازی ).

۳- بررسی جایگاه و نقش خواص و عامه مردم در نگاه امیرالمؤمنین علیه السلام.

۴- بررسی و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در صیانت از ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی.

ج: اجتماعی

۱- جایگاه و نقش کارگزاران حکومت در تعالی معنوی و مادی مردم و جامعه.

۲- بررسی نقش طبقات و اصناف جامعه ازنظر وظایف و ویژگی های هر طبقه.

۳- راهکارهای اجرای عدالت اجتماعی در جامعه.

۴- بررسی راه کارهای کنترل انحرافات اجتماعی در جامعه.

د:اقتصادی

۱-بررسی شیوه تولید و کسب درآمد.

۲- بررسی شیوه ی مصرف و تخصیص درآمد.

۳- بیت المال و جایگاه آن از منظر امیرالمؤمنین علیه السلام.

۴- اقتصاد مقاومتی، راه کارها و مشکلات.

۵- راه های کنترل ثروت های نامشروع و جلوگیری از بوجود آمدن اقتصاد ناسالم..

۶- مقابله با «کنز» و ایجاد زمینه های عدالت اقتصادی.

ه : حقوقی

۱- بررسی اهمیت و جایگاه حقوق متقابل مردم و حاکمیت.

۲- استخراج معاهدات و قوانین حقوقی از عهدنامه.

۳- تاثیرعهدنامه بر حقوق جهانی و تحلیل مقایسه ای بین آن دو.

۴- بررسی تطبیقیِ مفاد عهد نامه با معاهدات بین المللی.

۶- تفسیر و تبیین ارتباط متقابل حق و تکلیف در حکومت اسلامی.

۷- تاثیر عهدنامه بر قوانین اساسی کشورهای اسلامی.

۸- مقایسه تطبیقی عهدنامه با سایر فرمان های سیاسی.

و: مدیریتی

۱- مبانی،اصول وشاخصه های مدیریت اسلامی از منظر نهج البلاغه.

۲- ملاک ها و ویژگی های مدیران و کارگزاران(شایسته سالاری،تخصص،تعهد و . . .).

۳- بررسی سیره مدیریتی علی علیه السلام در عرصه حکومت.

۴- ارائه الگو از مصادیق مدیریت کارگزاران علوی.

۵- بررسی تفاوتهای بنیادین مدیریت اسلامی با سایر مدیریت ها.

۶- بررسی سیمای مدیر و مدیریت موفق بر اساس مفاد عهدنامه.

۷- بررسی دلایل عزل و جابجایی مدیران و کارگزاران توسط حضرت علی علیه السلام.

۸-  جایگاه و ضرورت مشورت و راهکارهای عملی کردن آن در مدیریت اسلامی.

۹- وظایف اساسی مدیران در آموزه های علوی.

۱۰- مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک در آموزه های علوی.

۱۱- مبانی رفتار سازمانی.

۱۲- مبانی رفتار گروهی.

تذکر: دبیرخانه از تدوین مقالاتی  در موضوعات ذیل استقبال می کند:

۱- جغرافیای سخن،اسباب و تاریخ صدور،مخاطب عهدنامه،بررسی انگیزه های صدور عهدنامه ،منابع و اسناد).

۲- شخصیت شناسی مالک اشتر و نقش و جایگاه وی.

۳- بررسی تأثیرات عهدنامه در میان متفکران اهل سنت.

۴- عهدنامه از منظر مستشرقین و بررسی اقوال مختلف آنان نسبت به عهدنامه.

۵- جایگاه عهدنامه در میان مسئولان و مدیران حکومت های اسلامی و بررسی راه کارهای توجه عملی آنان به عهدنامه.

۶- بررسی دلایل بی اعتنایی و عدم توجه کافی مسئولان کشورهای اسلامی به عهدنامه.

۷- بررسی و تبیین ظرفیت عهدنامه جهت استخراج دیگر موضوعات کاربردی با توجه به نیاز جامعه اسلامی.

۸- بررسی سایر فرمانهای حضرت به کارگزاران حکومتی.

۹- عهدنامه حضرت با مسیحیان و زرتشتیان و....

ز:نهادها  و مراکز همکار

•  آستان قدس علوی علیه السلام.
•  آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها.
•  استانداری قم.
•  انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
•  انجمن های علمی حوزه.
•  بنیاد بین المللی علوم وحیانی إسراء.
•  بنیاد بین المللی غدیر.
•  بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.
•  پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
•  پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
•  پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
•  جامعه الزهراء(س).
•  جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
•  جامعة المصطفی العالمیه.
•  دانشگاه آزاد اسلامی.
•  دانشگاه ادیان و مذاهب.
•  دانشگاه امام حسین علیه السلام.
•  دانشگاه امام صادق علیه السلام.
•  دانشگاه پیام نور.
•  دانشگاه تهران.
•  دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم.
•  دانشگاه قم.
•  دانشگاه معارف اسلامی.
•  دانشگاه مفید.
•  دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
•  دفتر مراکز تخصصی حوزه های علمیه.
•  سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
•  سازمان اوقاف و امور خیریه.
•  سازمان تبلیغات اسلامی.
•  سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.
•  شبکۀ قرآن و معارف سیما.
•  شورای سیاستگذاری ائمه جمعه.
•  شورای عالی انقلاب فرهنگی.
•  شهرداری تهران.
•  شهرداری قم.
•  صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
•  کتابخانه بزرگ حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)
•  کتابخانه مجلس شورای اسلامی
•  مجمع جهانی اهل البیت علیهم السلام.
•  مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی.
•  مرکز تحقیقات قوه قضاییه.
•  مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
•  مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی.
•  مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما.
•  مرکز خدمات حوزه های علمیه.
•  مرکز رسیدگی به امور مساجد.
•  مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام.
•  مرکز مدیریت حوزه های علمیه.
•  مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران.
•  مؤسسه آینده روشن.
•  مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث.
•  مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره).
•  مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی.
•  مؤسسۀ در راه حق.
•  مؤسسه علمی- فرهنگی دارالحدیث.
•  وزارت امور خارجه.
•  وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح.
•  وزارت علوم،تحقیقات و فناوری.
•  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
•  وزارت کشور.
•  یونسکو.

ح:راهنمای تدوین مقالات:

-رعایت ساختار علمی (عنوان،چکیده،مقدمه،بیان مسئله و ضرورت،روش و داده های تحقیق و مباحث تفصیلی،نتیجه گیری و پیشنهاد،فهرست منابع به ترتیب حروف الفبا).

- چکیده مقاله حداکثر در۱۵۰تا۲۰۰ کلمه به فارسی (ودر صورت امکان به عربی و انگلیسی) تهیه شود.

- چکیده در بردارنده مسأله تحقیق،روش و نتایج آن باشد.

- واژگان کلیدی حداکثر در ۷ واژه در انتهای چکیده آورده شود.

- مقاله قبلا چاپ،و هم زمان برای چاپ به نشریات دیگر ارائه نشده باشد.

- مقاله حداکثر در ۲۵ صفحه ۳۰۰کلمه ای، در محیط word تایپ و ارسال گردد.

- ارجاع به منابع به شیوه درون متنی آورده شود مثال:(مطهری،۱۳۷۵:ص۱۱۰).

- در صورت استفاده از متن ترجمه شده، مشخصات به این صورت در ارجاع آورده شود:

(نام مؤلف،سال ترجمه،شماره صفحه).

-فهرست منابع در پایان مقاله به صورت زیر تنظیم شود:

. نام خانوادگی،نام(سال انتشار)،عنوان کتاب،مصحح یا مترجم،محل نشر،نام ناشر.

. نام خانوادگی،نام(سال انتشار)، «عنوان مقاله»،عنوان مجله،دوره،شماره،شماره صفحات ابتدا و انتهای مقاله.

 

ط: نشانی دبیرخانه کنگره:

قم،میدان شهداء،خیابان حجتیه،روبروی مدرسه حجتیه، بنیاد بین المللی نهج البلاغه

دبیرخانه هفدهمین کنگره بین المللی نهج البلاغه

 تلفن:۳۷۷۳۶۴۴۰ –  فکس: ۳۷۷۴۲۵۹۴

سایت:  www.nahj-albalaghe.ir

ایمیل: info@nahj-albalaghe.ir

صندوق پستی: ۴۴۵- ۳۷۱۸۵

دریافت فایل پوستر فراخوان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۰۸
Nahj Alavi

از اهل نفاق بپرهیز

شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۲۲ ق.ظ

http://firozabad.salehin.ir/wp-content/uploads/sites/490/2016/02/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%88-%D9%88%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%82-%D9%88%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-.jpg

http://bayanbox.ir/view/5203017804253025375/%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%82.jpg

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۲۲
Nahj Alavi

http://hedayatgar.ir/files/fa/news/1395/3/12/3382_785.jpg

وَ قَالَ (علیه السلام):

مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ.

و درود خدا بر او، فرمود: کسى چیزى را در دل پنهان نکرد جز آن که در لغزش هاى زبان و رنگ رخسارش، آشکار خواهد گشت.

http://ahlolbait.com/files/139/image/26_1.jpg

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۱۳
Nahj Alavi

حکمت 31 نهج البلاغه - ایمان بر چهار ستون استوار است

پنجشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۰۱ ق.ظ
http://ahlolbait.com/files/139/image/31.jpg

متن عربی

31- وَ سُئِلَ ( علیه السلام ) عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ: الْإِیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْیَقِینِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَیْرَاتِ وَ الْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ الْحِکْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِینَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی الْفِطْنَةِ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَةُ وَ مَنْ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَکَأَنَّمَا کَانَ فِی الْأَوَّلِینَ وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُکْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُکْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ یُفَرِّطْ فِی أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِی النَّاسِ حَمِیداً وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الصِّدْقِ فِی الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِینَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْکَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْکَافِرِینَ وَ مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَیْهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ الْکُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى التَّعَمُّقِ .
وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّیْغِ وَ الشِّقَاقِ فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ إِلَى الْحَقِّ وَ مَنْ کَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّیِّئَةُ وَ سَکِرَ سُکْرَ الضَّلَالَةِ وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَیْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ عَلَیْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ وَ الشَّکُّ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى التَّمَارِی وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَامِ فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَیْدَناً لَمْ یُصْبِحْ لَیْلُهُ وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَیْنَ یَدَیْهِ نَکَصَ عَلَى عَقِبَیْهِ وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِی الرَّیْبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِکُ الشَّیَاطِینِ وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ لِهَلَکَةِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ هَلَکَ فِیهِمَا .

قال الرضی : و بعد هذا کلام ترکنا ذکره خوف الإطالة و الخروج عن الغرض المقصود فی هذا الکتاب.


متن فارسی

(اخلاقى، سیاسى)

و درود خدا بر او، فرمود: (از ایمان پرسیدند، جواب داد)
1-  شناخت پایه هاى ایمان:
ایمان بر چهار پایه استوار است: صبر، یقین، عدل و جهاد. صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد. شوق، هراس، زهد و انتظار. آن کس که اشتیاق بهشت دارد، شهوت هایش کاستى گیرد، و آن کس که از آتش جهنّم مى ترسد، از حرام دورى مى گزیند، و آن کس که در دنیا زهد مى ورزد، مصیبت ها را ساده پندارد، و آن کس که مرگ را انتظار مى کشد در نیکى ها شتاب مى کند. یقین نیز بر چهار پایه استوار است: بینش زیرکانه، دریافت حکیمانه واقعیّت ها، پند گرفتن از حوادث روزگار، و پیمودن راه درست پیشینیان. پس آن کس که هوشمندانه به واقعیّت ها نگریست، حکمت را آشکارا بیند، و آن که حکمت را آشکارا دید، عبرت آموزى را شناسد، و آن که عبرت آموزى شناخت گویا چنان است که با گذشتگان مى زیسته است. و عدل نیز بر چهار پایه بر قرار است: فکرى ژرف اندیش، دانشى عمیق و به حقیقت رسیده، نیکو داورى کردن و استوار بودن در شکیبایى. پس کسى که درست اندیشید به ژرفاى دانش رسید و آن کس که به حقیقت دانش رسید، از چشمه زلال شریعت نوشید، و کسى که شکیبا شد در کارش زیاده روى نکرده با نیکنامى در میان مردم زندگى خواهد کرد. و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است:
 ص 631
امر به معروف، و نهى از منکر، راستگویى در هر حال، و دشمنى با فاسقان. پس هر کس به معروف امر کرد، پشتوانه نیرومند مؤمنان است، و آن کس که از زشتى ها نهى کرد، بینى منافقان را به خاک مالید، و آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایدارى کند حقّى را که بر گردن او بوده ادا کرده است، و کسى که با فاسقان دشمنى کند و براى خدا خشم گیرد، خدا هم براى او خشم آورد، و روز قیامت او را خشنود سازد.
2-  شناخت اقسام کفر و تردید:
و کفر بر چهار ستون پایدار است: کنجکاوى دروغین،  ستیزه جویى و جدل، انحراف از حق، و دشمنى کردن، پس آن کس که دنبال توهّم و کنجکاوى دروغین رفت به حق نرسید.  و آن کس که به ستیزه جویى و نزاع پرداخت از دیدن حق نا بینا شد، و آن کس که از راه حق منحرف گردید، نیکویى را زشت، و زشتى را نیکویى پنداشت و سر مست گمراهى ها گشت، و آن کس که دشمنى ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و کارش سخت، و نجات او از مشکلات دشوار است. و شک چهار بخش دارد: جدال در گفتار، ترسیدن، دو دل بودن، و تسلیم حوادث روزگار شدن. پس آن کس که جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاریکى شبهات بیرون نخواهد آمد، و آن کس که از هر چیزى ترسید همواره در حال عقب نشینى است، و آن کس که در تردید و دو دلى باشد زیر پاى شیطان کوبیده خواهد شد، و آن کس که تسلیم حوادث گردد و به تباهى دنیا و آخرت گردن نهد، و هر دو جهان را از کف خواهد داد.

(سخن امام طولانى است چون در این فصل، حکمت هاى کوتاه را جمع آورى مى کنم از آوردن دنباله سخن خوددارى کردم).

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۰۱
Nahj Alavi

 ما مدعی هستیم که اگر نهج البلاغه کتاب همگانی جامعه ما و امت اسلام بشود؛ در اینصورت تراز فکری, فرهنگی, اجتماعی, مدیریتی و سیاسی جامعه و امت بسیار ترقی خواهد کرد.

نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی - حجت الاسلام حمیدرضا مهدوی ارفع - نهج البلاغه کتاب همگانی
نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی – حجت الاسلام حمیدرضا مهدوی ارفع

 برای این ادعا دلایل متعددی داریم و شرایط آسانی.

 ابتدا شرایط تحقق نهضت جهانی گفتمان اسلام علوی از دریچه جهانی شدن نهج اابلاغه را عرض می کنم:

 

 ۱⃣ خواص جامعه و بطور خاص عالمان و گویندگان و اساتید برخی ساخت های ناصحیح شکل گرفته در مسیر زمان را کنار بگذارند و یا لااقل اجازه نقد و بازبینی آنها را به دیگران و خصوصا دانشگاهیان و حوزویان جوان و فاضل بدهند.

 

 برخی از این انگاره های سنتی قابل مناقشه عبارتند از:

 

الف)میگویند:” نهج البلاغه سخت است و خواندن و فهمش برای عموم و عوام جامعه مقدور نیست”

 

ب)میگویند:” نهج البلاغه را باید به زبان عربی که زبان اصلی امیرالمؤمنین است, خواند و زبان عربی را همگان بلد نیستند.

ترجمه ها هم هرچقدر قوی باشند، با متن اصلی فرسنگ ها فاصله دارند.”

 

ج) میگویند: ” چون مباحث نهج البلاغه تخصصی و عمیق است حتما نیاز به استاد و تفسیر و شرح دارد”

 

د) میگویند:” فقط روحانیون می توانند مربی و محور جلسات نهج البلاغه باشند و غیر روحانیون کسی حق ندارد در این شأن دخالت کند”

 

ه) می گویند:” اول انقلاب هم گروهک ها جلسه نهج البلاغه داشتند و منحرف شدند “.

 

تمامی مطالب با موضوع “تبیین نهضت جهانی احیاء نهج البلاغه” در این لینک می توانید ببینید:

تبیین نهضت جهانی احیاء نهج البلاغه - امام علی - حجت الاسلام حمیدرضا مهدوی ارفع

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۳۱
Nahj Alavi